جنبش ملی الاحواز http://www.padmaz.org/farsi Patriotic Arab Democratic Movement In Ahwaz Mon, 07 Aug 2017 16:37:23 +0000 ar hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.4.11 ناامنی در احواز نشانی از بحران همه جانبه http://www.padmaz.org/farsi/%d9%86%d8%a7%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8/ Mon, 07 Aug 2017 16:37:22 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7183 p2

[caption id="attachment_7185" align="aligncenter" width="663"]p2 چهار جوان عرب با نامهای محمد غازی عبیداوی، سید رضا موسوی، یوسف عبیات و امین سودانی که در آتش سوزی قهوه خانه ای در کوی الثوره شهر احواز جان باختند[/caption]

طی روزهای گذشته خبرهایی از چند حادثه ناگوار که منجر به کشته شدن چند جوان عرب احوازی شده است، در شبکه های اجتماعی و حتی وبسایتهای حکومتی منتشر شده است.

بنا بر اخبار منتشر شده چهار جوان عرب با نامهای محمد غازی عبیداوی، سید رضا موسوی، یوسف عبیات و امین سودانی در آتش سوزی قهوه خانه ای در کوی الثوره شهر احواز جان باختند و شماری دیگری در بیمارستان بستری شدند. گفته می شود که آتش سوزی در این قهوه خانه یک حادثه نبوده وتصادفی صورت نگرفته است. معترضان به این حادثه معتقدند که قهوه خانه ای که تنها با کلانتری محل 200 متر فاصله دارد، بدون شک نیروهای انتظامی نسبت به آتش سوزی عمدی این قهوه خانه مقصر محسوب می شوند. بنا به گفته شاهدان نیروهای انتظامی در محل آتش سوزی حاضر نشده و کاملا بی مبالا عمل کرده است.

[caption id="attachment_7184" align="alignleft" width="220"]وهاب باوی وهاب باوی[/caption]

از طرف دیگر یک جوان عرب دیگر با نام وهاب باوی که در داروخانه ای شاغل بوده است در پی از کار بیکار شدن، علیه مسئولان داروخانه اعتراض کرده و خواهان پرداخت حقوق خود شده است. یک روز پس از این درگیری پیکر سوخته این جوان عرب در ساحل کارون پیدا شد.

عاملان و مسببان این دو حادثه دلخراش تاکنون بازداشت نشده اند و اقدام قابل ملاحظه ای در راستای بازداشت عاملان این حوادث از سوی دستگاه امنیتی ایران صورت نگرفته است.

بررسی عملکرد دستگاه امنیتی ایران در قبال این حوادث حکایت از اهمال عمدی وضعیت امنیتی مناطق مطلقا عرب نشین شهر احواز دارد. دولت ایران که با اجرای طرحهای عدید عرب ستیزانه، مردم عرب را از تمامی فرصتهای اشتغال و رقابت اقتصادی به کنار زده است، با خیالی خوش نظاره گر تبعات جانسوز و مخرب سیاستهای غیرانسانی اش علیه ملت عرب احواز است. رژیمی که غیر از تبعیض همه جانبه وسیستماتیک نژادی دغدغه ای دیگری ندارد، فقر، حاشیه نشینی، بیکاری و سیاه بختی را به وسعت در میان جامعه عرب گسترش داده و اکنون شاهد ثمره دهی شجره سیاه سیاستهای خویش است. بی شک رژیمی که خود بانی اصلی تبعیض و فقر و دیگر مسببات بروز ناامنی در سطح جامعه الاحواز است، خود مسئول اصلی قربانی شدن مردم بی گناه در اثر این ناامنی ها محسوب می شود.

از سوی دیگر مسئولان گماشته دولت ایران در احواز، در اقدامات مستمر و معنا دار به گسترش اختلافات اجتماعی و چند دسته گی در میان مردم عرب همواره اقدام ورزیده اند. اقدام صداوسیمای استان در احواز به گسترش قبلیه گرایی و افزایش حساسیتها میان گروههای اجتماعی احوازی، سیاستی برنامه ریزی شده از سوی دولت مرکزی ایران محسوب می شود.

علاوه بر این تلاش دستگاه تبلیغاتی رژیم جهت دامن زدن به اختلافات فرقه ای شیعه – سنی نوع دیگری از سیاستهای دولت ایران برای از هم پاشاندن ساختار اجتماعی ملت عرب احواز محسوب می شوند.

رژیم ایران با آگاهی تمام از تاثیر منفی ناامنی های داخلی بر گرایش افراد به هویت ملی عربی، سعی دارد تا از این عامل بعنوان حربه ای مهم در حمله به هویت احوازی سواستفاده کند.

از طرف دیگر رژیم سعی دارد تا در مقابل گریز مردم از تعامل با دستگاه قضایی این رژیم و عدم التزام به قوانین حکومتی که خود ناشی از عدم وجود هرگونه اعتماد مردمی به اشغالگران است، قبیله گرایی را تقویت کرده و در وضعیت بحرانی فعلی از آن حربه ای سازد برای نابودی اراده عمومی مردمی و درهم شکستن یکپارچگی جامعه احوازی.

آنچه روشن است، ناامنی در سطح جامعه احواز زاییده مستقیم سیاستهای ضدبشری دولت ایران در این اقلیم است؛ از تبعیض چیزی غیر از فقر و خشونت برون نیاید. و در این شرایط بحرانی که انسانهای بی گناه هر روزه قربانی سیاستهای دولت مرکزی ایران می شوند، این دولت همچنان از ارتباط مستقیم قشر روشنفکر و تحصیل کرده احوازی با جامعه احوازی ممانعت می کند و درعوض به جادوگرانی نظیر آخوندها اجازه میدهد تا خرافه و جهل و چنددسته گی را در سطح جامعه بپراکانند. در شرایطی که صداهای دلسوز و روشنگرانه احوازی دربند کشیده شده اند و از متن به حاشیه رانده شده اند، آخوندها و جاهلان با حمایت دستگاه تبلیغاتی رژیم، جامعه را بسوی انحطاط پیش می برند و مردم بی گناه را قربانی مصالح مرکزنشینان می سازند.

بخش سیاسی- جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز

The post ناامنی در احواز نشانی از بحران همه جانبه appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
p2

[caption id="attachment_7185" align="aligncenter" width="663"]p2 چهار جوان عرب با نامهای محمد غازی عبیداوی، سید رضا موسوی، یوسف عبیات و امین سودانی که در آتش سوزی قهوه خانه ای در کوی الثوره شهر احواز جان باختند[/caption]

طی روزهای گذشته خبرهایی از چند حادثه ناگوار که منجر به کشته شدن چند جوان عرب احوازی شده است، در شبکه های اجتماعی و حتی وبسایتهای حکومتی منتشر شده است.

بنا بر اخبار منتشر شده چهار جوان عرب با نامهای محمد غازی عبیداوی، سید رضا موسوی، یوسف عبیات و امین سودانی در آتش سوزی قهوه خانه ای در کوی الثوره شهر احواز جان باختند و شماری دیگری در بیمارستان بستری شدند. گفته می شود که آتش سوزی در این قهوه خانه یک حادثه نبوده وتصادفی صورت نگرفته است. معترضان به این حادثه معتقدند که قهوه خانه ای که تنها با کلانتری محل 200 متر فاصله دارد، بدون شک نیروهای انتظامی نسبت به آتش سوزی عمدی این قهوه خانه مقصر محسوب می شوند. بنا به گفته شاهدان نیروهای انتظامی در محل آتش سوزی حاضر نشده و کاملا بی مبالا عمل کرده است.

[caption id="attachment_7184" align="alignleft" width="220"]وهاب باوی وهاب باوی[/caption]

از طرف دیگر یک جوان عرب دیگر با نام وهاب باوی که در داروخانه ای شاغل بوده است در پی از کار بیکار شدن، علیه مسئولان داروخانه اعتراض کرده و خواهان پرداخت حقوق خود شده است. یک روز پس از این درگیری پیکر سوخته این جوان عرب در ساحل کارون پیدا شد.

عاملان و مسببان این دو حادثه دلخراش تاکنون بازداشت نشده اند و اقدام قابل ملاحظه ای در راستای بازداشت عاملان این حوادث از سوی دستگاه امنیتی ایران صورت نگرفته است.

بررسی عملکرد دستگاه امنیتی ایران در قبال این حوادث حکایت از اهمال عمدی وضعیت امنیتی مناطق مطلقا عرب نشین شهر احواز دارد. دولت ایران که با اجرای طرحهای عدید عرب ستیزانه، مردم عرب را از تمامی فرصتهای اشتغال و رقابت اقتصادی به کنار زده است، با خیالی خوش نظاره گر تبعات جانسوز و مخرب سیاستهای غیرانسانی اش علیه ملت عرب احواز است. رژیمی که غیر از تبعیض همه جانبه وسیستماتیک نژادی دغدغه ای دیگری ندارد، فقر، حاشیه نشینی، بیکاری و سیاه بختی را به وسعت در میان جامعه عرب گسترش داده و اکنون شاهد ثمره دهی شجره سیاه سیاستهای خویش است. بی شک رژیمی که خود بانی اصلی تبعیض و فقر و دیگر مسببات بروز ناامنی در سطح جامعه الاحواز است، خود مسئول اصلی قربانی شدن مردم بی گناه در اثر این ناامنی ها محسوب می شود.

از سوی دیگر مسئولان گماشته دولت ایران در احواز، در اقدامات مستمر و معنا دار به گسترش اختلافات اجتماعی و چند دسته گی در میان مردم عرب همواره اقدام ورزیده اند. اقدام صداوسیمای استان در احواز به گسترش قبلیه گرایی و افزایش حساسیتها میان گروههای اجتماعی احوازی، سیاستی برنامه ریزی شده از سوی دولت مرکزی ایران محسوب می شود.

علاوه بر این تلاش دستگاه تبلیغاتی رژیم جهت دامن زدن به اختلافات فرقه ای شیعه – سنی نوع دیگری از سیاستهای دولت ایران برای از هم پاشاندن ساختار اجتماعی ملت عرب احواز محسوب می شوند.

رژیم ایران با آگاهی تمام از تاثیر منفی ناامنی های داخلی بر گرایش افراد به هویت ملی عربی، سعی دارد تا از این عامل بعنوان حربه ای مهم در حمله به هویت احوازی سواستفاده کند.

از طرف دیگر رژیم سعی دارد تا در مقابل گریز مردم از تعامل با دستگاه قضایی این رژیم و عدم التزام به قوانین حکومتی که خود ناشی از عدم وجود هرگونه اعتماد مردمی به اشغالگران است، قبیله گرایی را تقویت کرده و در وضعیت بحرانی فعلی از آن حربه ای سازد برای نابودی اراده عمومی مردمی و درهم شکستن یکپارچگی جامعه احوازی.

آنچه روشن است، ناامنی در سطح جامعه احواز زاییده مستقیم سیاستهای ضدبشری دولت ایران در این اقلیم است؛ از تبعیض چیزی غیر از فقر و خشونت برون نیاید. و در این شرایط بحرانی که انسانهای بی گناه هر روزه قربانی سیاستهای دولت مرکزی ایران می شوند، این دولت همچنان از ارتباط مستقیم قشر روشنفکر و تحصیل کرده احوازی با جامعه احوازی ممانعت می کند و درعوض به جادوگرانی نظیر آخوندها اجازه میدهد تا خرافه و جهل و چنددسته گی را در سطح جامعه بپراکانند. در شرایطی که صداهای دلسوز و روشنگرانه احوازی دربند کشیده شده اند و از متن به حاشیه رانده شده اند، آخوندها و جاهلان با حمایت دستگاه تبلیغاتی رژیم، جامعه را بسوی انحطاط پیش می برند و مردم بی گناه را قربانی مصالح مرکزنشینان می سازند.

بخش سیاسی- جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز

The post ناامنی در احواز نشانی از بحران همه جانبه appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
بازداشت گسترده فعالان عرب احوازی در شهرستان تستر http://www.padmaz.org/farsi/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%84%db%8c-%da%a9%d9%88%db%8c/ Wed, 26 Apr 2017 13:06:06 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7178 Tustar

بنا به گزارش فعالان حقوق بشر احوازی، دیروز سه شنبه25 آوریل 2017 (5 اردیبهشت 1396)  حدود 17 الی 25 تن از اهالی کوی تفکیر از توابع شهرستان تستر (شوشتر) توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر شدند.
به گفته منابع محلي، ماموران امنيتي بدون داشتن حكم دستگيري این افراد را که گویا در یک جا تجمع کرده بودند  پس از بازداشت آنها را به مكان نامعلومي منتقل نمودند. فعالان حقوق بشر احوازی توانستند اسامی هفت از دستگیر شدگان را شرح ذیل مشخص کنند:
1- جمعة رمضان
2- بشير سويهي
3- رسول ساري
4- سعيد ساري
5- احمد چلداوي
6- حسن كعب
7- على كعب
خانواده و بستگان دستگير شدگان تا كنون از وضعيت فرزندان خود  و مكان نگهداري آنها بي خبر هستند.
فعالان حقوق بشر احوازی معتقدند که این دستگیریها برای جلوگیری از برگزاری تجمعاتی که همه ساله در ماه آوریل برپا می کردد صورت گرفته است. مردم شهرهای مختلف احواز همه ساله در ماه آوریل در یادآوری اشغال احواز توسط نیروهای رضا خان در 20 آوریل 1925، و بزرگداشت انتفاضه 15 آوریل 2005، اقدام به برپایی گردهمایی و تظاهرات اعتراض آمیز می نمایند. بنا به گفته فعالان حقوق بشر احوازی نیروهای امنیتی ایران همه ساله در ماه آوریل اقدام به دستگیریهای گسترده ای در شهرهای مختلف احواز می نمایند تا با ایجاد رعب و وحشت مانع برپایی این تجمعات اعتراض آمیز شوند.
غالباً این دستگیریها با اتهاماتی از قبیل تهدید امنیت ملی و یا فعالیتهای مذهبی سنی صورت می گیرد.
 ایران یکی از کشورهایی است که در آن حقوق اقلیتهای قومی، دینی، و دگرباشان بشکل وسیعی نقض و نادیده گرفته میشود. در این میان اهل سنت اقلیم احواز با ظلم مضاعفی مواجه هستند. از یک طرف حقوق ملی آنها از جانب حکومت مرکزی پایمال شده و از طرفی دیگر به خاطر مذهب تسنن مورد آزار و اذیت قرار گرفته بطوری که از دستگیریهای سال گذشته اقلیم احواز نسبت زیادی از آنها مربوط به اهل سنت میباشد. این برخورد دوگانه و تبعیض آمیز حکومت مرکزی ایران ناقض تمام معاهده ها و پیمانهای بین المللی حقوق بشر میباشد که در ذیل به برخی از این معاهده ها اشاره میشود:
-   ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هیچ‌کس را نباید خودسرانه دستگیر، توقیف یا تبعید کرد.
- ماده 20 بند1) - هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشکل مسالمت‌آمیز را دارد
- بند ۱ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هیچکس را نمی‌توان بمناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.
- بند ۲ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سر حدات خواه شفاهاً یا بصورت نوشته یا چاپ یا بصورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد.
- ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد.
- ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر شخصی حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و دین بهره‌مند شود: این حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین یا اعتقاد، در قالب آموزش دینی، عبادت‌ها و اجرای آیین‌ها و مراسم دینی به تنهایی یا به صورت جمعی، به طور خصوصی یا عمومی است.
- بند ۱ ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هرکس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچ کس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد.
- بند ۱ ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می‌باشد.
- بند ۱ و ۲ ماده ۲ اعلامیه مربوط به اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی: اشخاص متعلق به اقلیت‌ها حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله و یا هر شکل از تبعیض، از فرهنگ خاص خود بهره‌مند و برخوردار شوند، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند و به زبان خاص خود سخن بگویند و به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی شرکت کنند.
- بر اساس اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
 
جنبش ملی دموکراتیک عرب احواز - بخش حقوق بشر

The post بازداشت گسترده فعالان عرب احوازی در شهرستان تستر appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
Tustar

بنا به گزارش فعالان حقوق بشر احوازی، دیروز سه شنبه25 آوریل 2017 (5 اردیبهشت 1396)  حدود 17 الی 25 تن از اهالی کوی تفکیر از توابع شهرستان تستر (شوشتر) توسط نیروهای امنیتی ایران دستگیر شدند. به گفته منابع محلي، ماموران امنيتي بدون داشتن حكم دستگيري این افراد را که گویا در یک جا تجمع کرده بودند  پس از بازداشت آنها را به مكان نامعلومي منتقل نمودند. فعالان حقوق بشر احوازی توانستند اسامی هفت از دستگیر شدگان را شرح ذیل مشخص کنند: 1- جمعة رمضان 2- بشير سويهي 3- رسول ساري 4- سعيد ساري 5- احمد چلداوي 6- حسن كعب 7- على كعب خانواده و بستگان دستگير شدگان تا كنون از وضعيت فرزندان خود  و مكان نگهداري آنها بي خبر هستند. فعالان حقوق بشر احوازی معتقدند که این دستگیریها برای جلوگیری از برگزاری تجمعاتی که همه ساله در ماه آوریل برپا می کردد صورت گرفته است. مردم شهرهای مختلف احواز همه ساله در ماه آوریل در یادآوری اشغال احواز توسط نیروهای رضا خان در 20 آوریل 1925، و بزرگداشت انتفاضه 15 آوریل 2005، اقدام به برپایی گردهمایی و تظاهرات اعتراض آمیز می نمایند. بنا به گفته فعالان حقوق بشر احوازی نیروهای امنیتی ایران همه ساله در ماه آوریل اقدام به دستگیریهای گسترده ای در شهرهای مختلف احواز می نمایند تا با ایجاد رعب و وحشت مانع برپایی این تجمعات اعتراض آمیز شوند. غالباً این دستگیریها با اتهاماتی از قبیل تهدید امنیت ملی و یا فعالیتهای مذهبی سنی صورت می گیرد.  ایران یکی از کشورهایی است که در آن حقوق اقلیتهای قومی، دینی، و دگرباشان بشکل وسیعی نقض و نادیده گرفته میشود. در این میان اهل سنت اقلیم احواز با ظلم مضاعفی مواجه هستند. از یک طرف حقوق ملی آنها از جانب حکومت مرکزی پایمال شده و از طرفی دیگر به خاطر مذهب تسنن مورد آزار و اذیت قرار گرفته بطوری که از دستگیریهای سال گذشته اقلیم احواز نسبت زیادی از آنها مربوط به اهل سنت میباشد. این برخورد دوگانه و تبعیض آمیز حکومت مرکزی ایران ناقض تمام معاهده ها و پیمانهای بین المللی حقوق بشر میباشد که در ذیل به برخی از این معاهده ها اشاره میشود: -   ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر: هیچ‌کس را نباید خودسرانه دستگیر، توقیف یا تبعید کرد. - ماده 20 بند1) - هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشکل مسالمت‌آمیز را دارد - بند ۱ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هیچکس را نمی‌توان بمناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد. - بند ۲ ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سر حدات خواه شفاهاً یا بصورت نوشته یا چاپ یا بصورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد. - ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد. - ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر شخصی حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و دین بهره‌مند شود: این حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین یا اعتقاد، در قالب آموزش دینی، عبادت‌ها و اجرای آیین‌ها و مراسم دینی به تنهایی یا به صورت جمعی، به طور خصوصی یا عمومی است. - بند ۱ ماده ۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هرکس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچ کس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد. - بند ۱ ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می‌باشد. - بند ۱ و ۲ ماده ۲ اعلامیه مربوط به اشخاص متعلق به اقلیت‌های ملی یا قومی، دینی و زبانی: اشخاص متعلق به اقلیت‌ها حق دارند در نهان و به طور علنی، آزادانه و بدون مداخله و یا هر شکل از تبعیض، از فرهنگ خاص خود بهره‌مند و برخوردار شوند، دین خود را اعلام و به آن عمل کنند و به زبان خاص خود سخن بگویند و به صورتی موثر در زندگی فرهنگی، دینی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی شرکت کنند. - بر اساس اصل ۲۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.   جنبش ملی دموکراتیک عرب احواز - بخش حقوق بشر

The post بازداشت گسترده فعالان عرب احوازی در شهرستان تستر appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
برگزاری تظاهرات در کشورهای مختلف دنیا به پشتیبانی از اعتراضات ملت عرب احواز http://www.padmaz.org/farsi/%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%b4%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7/ Wed, 01 Mar 2017 01:03:27 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7148 our heart with you

صدها تن از فعالان احوازی مقیم کشورهای مختلف دنیا اقدام به برگزاری تظاهرات و تجمع در پشتیبانی از اعتراضات مردمی در احواز نمودند. این تظاهرات که در مرکز شهرهای مهم دنیا مانند لندن، لاهه، ملبورن، بروکسل... برگزار گردید.

تجمع کنندگان با برافراشتن پرچم ملی احواز و تصاویری از بحران زیست محیطی که گریبانگیر ملت عرب احواز شده ، از دولتهای مختلف دنیا و افکار عمومی جهان خواستند تا نسبت به سیاستهای نژادپرستانه رژیم ایران در احواز عکس العمل نشان داده و ملت عرب احواز را یاری نمایند.

در زیر خلاصه ای از تجمع های فوق الذکر که در کشورهای بریطانیا، استرالیا، سوئد، هلند، آلمان، وبلژیک برگزار شد را بهمراه تصاویری از آنها،  برای خوانندگان محترم منتشر می نمائیم:

 

بریطانیا:

احوازی های مقیم بریطانیا اقدام به برگزاری سه تظاهرات نمودند؛ که در پشتیبانی از تجمعات اعتراض آمیز ملت عرب احواز بر علیه سیاستهای رژیم که منجر به آلودگی محیط زیست وقطعی آب و برق در شهرهای مختلف احوازی گردید.  

اولین تظاهرات در مقابل سفارت رژیم خونخوار ایران در شهر لندن برگزار گردید. این تجمع که در روز جمعه  17 فوریه  2017 بر پا شد در ساعت 1:30 شروع و تا ساعت چهار عصر ادامه داشت. تجمع کنندگان با سردادن شعارهایی بر علیه دولت اشغالگر ایران، با ملت خود عهد بستند که صدای اعتراضات آنها را به همه جهانیان خواهند رساند. لازم به یادآوری است که شبکه تلویزونی العربی این تجمع را پوشش خبری داد:

 l1 l2

 

[embed]https://www.youtube.com/watch?v=WdEisaw9D58&feature=youtu.be[/embed]

دومین وسومین تظاهرات احوازی های مقیم بریطانیا در مقابل دفتر ومحل اقامت نخست وزیر بریطانیا برگزار گردید. این تجمعها در روزهای یکشنبه نوزدهم و سه شنبه 21 فوریه 2017  با حضور تعدادی از فعالانی از آزربایجان جنوبی صورت گرفت. تجمع کنندگان با سردادن شعارها و برافراشتن پلاکاردها وتصاویری از فاجعه زیست محیطی توجه مسئولان دولت انگلیس وحاضرین در محل را به خود جلب نمودند. در پایان چند نفر از حاضرین به نمایندگی از سایر تجمع کنندگان نامه ای به دفتر نخست وزیر انگلیس تقدیم کردند. در این نامه با ذکر نمونه هایی از نقص مستمر حقوق ملت عرب توسط دولت ایران از دولت انگلیس خواسته شد تا با فشار بر ایران مانع سرکوب ملت عرب احواز گردند.

 London2-1 London2-2 London3-1

 

استرالیا:

جامعه احوازی های مقیم استرالیا نیز در همراهی با سایر هموطنان خود در سراسر دنیا اقدام به برگزاری تظاهراتی در روز یکشنبه 26 فوریه 2017، در مقابل مجلس این کشور در شهر ملبورن نموند.

 Melborn-2 Melborn-3 Melborn-4 Melborn-5 Melborn-7 Melborn-8 Melborn-10 Melborn-12 Melborn-13 Melborn-15

 

کشور سوئد:

احوازی های مقیم کشور سوئد در روز 25 فوریه 2017 با برگزاری تجمعی همبستگی خود را با ملت به پا خواسته احواز اعلام نمودند:

Swiden Swiden-2 Swiden-4 Swiden-5

Swiden-3 

 

هلند:

جامعه احوازی های مقیم هلند برای نشان دادن همبستگی و پشتیبانی خود از انتفاضه ملت عرب احواز اقدام به برگزاری تجمعی در مقابل سفارت رژیم سرکوبگر ایران در لاهه در 18 فوریه 2017 نمودند.

Holand-1

آلمان:

در کشور آلمان نیز أحوازی ها وپناهجویان احوازی نیز در هماهنگی با سایر هموطنان خود با برگزاری تجمعی همبستگی خودشان را با معترضان احوازی اعلام نمودند:

 Germany-2 Germany-3

 

بلژیک :

تعداد زیادی از احوازی های مقیم در کشورهای مختلف اروپایی با برگزاری تجمعی در مقابل مجلس اتحادیه اروپا در سه شنبه مورخ 21/2/2017 با برگزاری تظاهراتی از کشورهای اتحادیه اروپا خواستند تا نسبت به نقض مکرر حقوق بشر ملت عرب احواز توسط رژیم سرکوبگر ایران واکنش نشان دهند.

 Belgium-1

 

 

جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز- بخش سیاسی

The post برگزاری تظاهرات در کشورهای مختلف دنیا به پشتیبانی از اعتراضات ملت عرب احواز appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
our heart with you

صدها تن از فعالان احوازی مقیم کشورهای مختلف دنیا اقدام به برگزاری تظاهرات و تجمع در پشتیبانی از اعتراضات مردمی در احواز نمودند. این تظاهرات که در مرکز شهرهای مهم دنیا مانند لندن، لاهه، ملبورن، بروکسل... برگزار گردید.

تجمع کنندگان با برافراشتن پرچم ملی احواز و تصاویری از بحران زیست محیطی که گریبانگیر ملت عرب احواز شده ، از دولتهای مختلف دنیا و افکار عمومی جهان خواستند تا نسبت به سیاستهای نژادپرستانه رژیم ایران در احواز عکس العمل نشان داده و ملت عرب احواز را یاری نمایند.

در زیر خلاصه ای از تجمع های فوق الذکر که در کشورهای بریطانیا، استرالیا، سوئد، هلند، آلمان، وبلژیک برگزار شد را بهمراه تصاویری از آنها،  برای خوانندگان محترم منتشر می نمائیم:

 

بریطانیا:

احوازی های مقیم بریطانیا اقدام به برگزاری سه تظاهرات نمودند؛ که در پشتیبانی از تجمعات اعتراض آمیز ملت عرب احواز بر علیه سیاستهای رژیم که منجر به آلودگی محیط زیست وقطعی آب و برق در شهرهای مختلف احوازی گردید.  

اولین تظاهرات در مقابل سفارت رژیم خونخوار ایران در شهر لندن برگزار گردید. این تجمع که در روز جمعه  17 فوریه  2017 بر پا شد در ساعت 1:30 شروع و تا ساعت چهار عصر ادامه داشت. تجمع کنندگان با سردادن شعارهایی بر علیه دولت اشغالگر ایران، با ملت خود عهد بستند که صدای اعتراضات آنها را به همه جهانیان خواهند رساند. لازم به یادآوری است که شبکه تلویزونی العربی این تجمع را پوشش خبری داد:

 l1 l2

 

[embed]https://www.youtube.com/watch?v=WdEisaw9D58&feature=youtu.be[/embed]

دومین وسومین تظاهرات احوازی های مقیم بریطانیا در مقابل دفتر ومحل اقامت نخست وزیر بریطانیا برگزار گردید. این تجمعها در روزهای یکشنبه نوزدهم و سه شنبه 21 فوریه 2017  با حضور تعدادی از فعالانی از آزربایجان جنوبی صورت گرفت. تجمع کنندگان با سردادن شعارها و برافراشتن پلاکاردها وتصاویری از فاجعه زیست محیطی توجه مسئولان دولت انگلیس وحاضرین در محل را به خود جلب نمودند. در پایان چند نفر از حاضرین به نمایندگی از سایر تجمع کنندگان نامه ای به دفتر نخست وزیر انگلیس تقدیم کردند. در این نامه با ذکر نمونه هایی از نقص مستمر حقوق ملت عرب توسط دولت ایران از دولت انگلیس خواسته شد تا با فشار بر ایران مانع سرکوب ملت عرب احواز گردند.

 London2-1 London2-2 London3-1

 

استرالیا:

جامعه احوازی های مقیم استرالیا نیز در همراهی با سایر هموطنان خود در سراسر دنیا اقدام به برگزاری تظاهراتی در روز یکشنبه 26 فوریه 2017، در مقابل مجلس این کشور در شهر ملبورن نموند.

 Melborn-2 Melborn-3 Melborn-4 Melborn-5 Melborn-7 Melborn-8 Melborn-10 Melborn-12 Melborn-13 Melborn-15

 

کشور سوئد:

احوازی های مقیم کشور سوئد در روز 25 فوریه 2017 با برگزاری تجمعی همبستگی خود را با ملت به پا خواسته احواز اعلام نمودند:

Swiden Swiden-2 Swiden-4 Swiden-5

Swiden-3 

 

هلند:

جامعه احوازی های مقیم هلند برای نشان دادن همبستگی و پشتیبانی خود از انتفاضه ملت عرب احواز اقدام به برگزاری تجمعی در مقابل سفارت رژیم سرکوبگر ایران در لاهه در 18 فوریه 2017 نمودند.

Holand-1

آلمان:

در کشور آلمان نیز أحوازی ها وپناهجویان احوازی نیز در هماهنگی با سایر هموطنان خود با برگزاری تجمعی همبستگی خودشان را با معترضان احوازی اعلام نمودند:

 Germany-2 Germany-3

 

بلژیک :

تعداد زیادی از احوازی های مقیم در کشورهای مختلف اروپایی با برگزاری تجمعی در مقابل مجلس اتحادیه اروپا در سه شنبه مورخ 21/2/2017 با برگزاری تظاهراتی از کشورهای اتحادیه اروپا خواستند تا نسبت به نقض مکرر حقوق بشر ملت عرب احواز توسط رژیم سرکوبگر ایران واکنش نشان دهند.

 Belgium-1

 

 

جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز- بخش سیاسی

The post برگزاری تظاهرات در کشورهای مختلف دنیا به پشتیبانی از اعتراضات ملت عرب احواز appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
هشدار: دولت ایران در احواز در حال نسل کشی است http://www.padmaz.org/farsi/%d9%87%d8%b4%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%b3%d9%84-%da%a9%d8%b4/ Sun, 19 Feb 2017 12:54:03 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7144 safe6346533020900

گفتگوی مهدی هاشمی پژوهشگر احوازی با رادیو همبستگی استکلهم، درباره فاجعه زیست محیطی احواز و بررسی تبعات فاجعه بار انسانی این بحران بزرگ. 

فعالان احوازی دولت مرکزی ایران و کلیت سیستم مرکزی ایران اعم روشنفکران و مسئولان و سیاستمداران را شریک این جنایت بزرگ انسانی می دانند. این فعالان عرب معتقدند که دستاندرکاران این جنایت بزرگ باید در دادگاههای جهانی محاکمه شوند و به جزای اعمالشان برسند.

این فعالان عرب به تمامی نیروهای سیاسی اپوزیسیون سیاسی ایرانی در خارج از کشور هشدار داده اند که هرگونه مشارکت مستقیم و غیرمستقیم در حمایت از سیاستهای آپارتایدی دولت ایران جنایت محسوب می شود و اپوزیسیون ایرانی را از سعی برای پوشاندن حقیقت فاجعه ای که سیاستهای دولت مرکزی ایران رقم زده است، برحذر کرده و از آنها خواسته است تا از مشارکت در این نسل کشی دوری کنند.

 

جهت شنیدن این گفتگو این لینک را کلیک کنید.

The post هشدار: دولت ایران در احواز در حال نسل کشی است appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
safe6346533020900

گفتگوی مهدی هاشمی پژوهشگر احوازی با رادیو همبستگی استکلهم، درباره فاجعه زیست محیطی احواز و بررسی تبعات فاجعه بار انسانی این بحران بزرگ. 

فعالان احوازی دولت مرکزی ایران و کلیت سیستم مرکزی ایران اعم روشنفکران و مسئولان و سیاستمداران را شریک این جنایت بزرگ انسانی می دانند. این فعالان عرب معتقدند که دستاندرکاران این جنایت بزرگ باید در دادگاههای جهانی محاکمه شوند و به جزای اعمالشان برسند.

این فعالان عرب به تمامی نیروهای سیاسی اپوزیسیون سیاسی ایرانی در خارج از کشور هشدار داده اند که هرگونه مشارکت مستقیم و غیرمستقیم در حمایت از سیاستهای آپارتایدی دولت ایران جنایت محسوب می شود و اپوزیسیون ایرانی را از سعی برای پوشاندن حقیقت فاجعه ای که سیاستهای دولت مرکزی ایران رقم زده است، برحذر کرده و از آنها خواسته است تا از مشارکت در این نسل کشی دوری کنند.

 

جهت شنیدن این گفتگو این لینک را کلیک کنید.

The post هشدار: دولت ایران در احواز در حال نسل کشی است appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
تظاهرات احوازیها در برابر سفارت ایران در لندن http://www.padmaz.org/farsi/%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%b3%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/ Fri, 17 Feb 2017 17:31:39 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7139 l1

پادماز- امروز جمعه هفدهم فوریه سال 2017 شماری از فعالان سیاسی احوازی مقیم لندن در برابر سفارت رژیم تبعیض نژادی ایران تظاهرات کرده و سیاستهای نسل کشی این رژیم در اقلیم احواز را محکوم کردند.

دهها تن از فعالان احوازی با در دست داشتن پرچمهای الاحواز در برابر سفارت رژیم آپارتاید ایرانی تظاهرات کرده و خواستار توقف سیاستهای نابود کننده محیط زیست و توقف کشتار سالانه هزاران احوازی شدند.

این تظاهرات احوازیهای مقیم لندن همزمان با تظاهرات فرزندان ملت عرب احواز در شهرهای احواز و فلاحیه صورت می گیرد. طی روزهای اخیر و پی وخامت فاجعه زیست محیطی ساخته و پرداخته دولت ایران در اقلیم احواز و قطعی کامل برق و آب در این اقلیم، مردم عرب احواز در شهرهای مختلف دست به تظاهرات زده و در اثر حمله وحشیانه نیروهای امنیتی ایران به مردم عرب تاکنون شماری کشته و زخمی شده اند.

در شهر فلاحیه نیروهای امنیتی دولت تبعیض نژادی ایران با شلیک بسوی مردم معترض یک جوان عرب را کشته و شمار دیگری را زخمی کردند. درپی این وحشیگریهای نیروهای ایرانی مردم عرب به پاسگاهها و امکان تجمع نیروهای امنیتی حمله برده و آنها را به آتش کشیدند.

درپی وخامت اوضاع امنیتی در شهر فلاحیه نیروهای امنیتی دولت تبعیض نژادی ایران حضور یگانهای مسلحشان را افزایش داده و این شهر را تبدیل به پادگانی نظامی کرده اند.

شهر فلاحیه طی سالهای اخیر شاهد اعدام شماری از جوانان آزادی خواه عرب خود بوده است. دولت ایران در چند مرحله شماری از جوانان عرب شهر فلاحیه را به اتهامات مختلف بشکل مخفیانه ای اعدام کرد.

در حال حاضر نیز نیروهای امنیتی ایران در ترس از گسترش اعتراضات به شهرهای مختلف اقلیم احواز، سعی کرده اند تا بواسطه مزدوران مرکزگرای خود در داخل و خارج از کشور، نظیر بی بی سی فارسی، اخبار این اعتراضات را تحت الشعاع قرار داده و از گسترش آنها بکاهد.

دولت ایران سالهاست که سیاستهای مبتنی بر تبعیض نژادی را در اقلیم احواز پیاده کرده است. دولت ایران به مرکزنشینان فارس اجازه مطلق داده تا منابع آبی اقلیم احواز را بشکل کامل مصادره کنند و بدین صورت فاجعه زیست محیطی گسترده ای را در اقلیم احواز رقم زده است.

فعالان احوازی دولت مرکزی ایران و کلیت سیستم مرکزی ایران اعم روشنفکران و مسئولان و سیاستمداران را شریک این جنایت بزرگ انسانی می دانند. این فعالان عرب معتقدند که دستاندرکاران این جنایت بزرگ باید در دادگاههای جهانی محاکمه شوند و به جزای اعمالشان برسند.

این فعالان عرب به تمامی نیروهای سیاسی اپوزیسیون سیاسی ایرانی در خارج از کشور هشدار داده اند که هرگونه مشارکت مستقیم و غیرمستقیم در حمایت از سیاستهای آپارتایدی دولت ایران جنایت محسوب می شود و اپوزیسیون ایرانی را از سعی برای پوشاندن حقیقت فاجعه ای که سیاستهای دولت مرکزی ایران رقم زده است، برحذر کرده و از آنها خواسته است تا از مشارکت در این نسل کشی دوری کنند.

جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز    

 

تصاویری از تظاهرات امروز در لندن

l2

l1

 

The post تظاهرات احوازیها در برابر سفارت ایران در لندن appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
l1

پادماز- امروز جمعه هفدهم فوریه سال 2017 شماری از فعالان سیاسی احوازی مقیم لندن در برابر سفارت رژیم تبعیض نژادی ایران تظاهرات کرده و سیاستهای نسل کشی این رژیم در اقلیم احواز را محکوم کردند.

دهها تن از فعالان احوازی با در دست داشتن پرچمهای الاحواز در برابر سفارت رژیم آپارتاید ایرانی تظاهرات کرده و خواستار توقف سیاستهای نابود کننده محیط زیست و توقف کشتار سالانه هزاران احوازی شدند.

این تظاهرات احوازیهای مقیم لندن همزمان با تظاهرات فرزندان ملت عرب احواز در شهرهای احواز و فلاحیه صورت می گیرد. طی روزهای اخیر و پی وخامت فاجعه زیست محیطی ساخته و پرداخته دولت ایران در اقلیم احواز و قطعی کامل برق و آب در این اقلیم، مردم عرب احواز در شهرهای مختلف دست به تظاهرات زده و در اثر حمله وحشیانه نیروهای امنیتی ایران به مردم عرب تاکنون شماری کشته و زخمی شده اند.

در شهر فلاحیه نیروهای امنیتی دولت تبعیض نژادی ایران با شلیک بسوی مردم معترض یک جوان عرب را کشته و شمار دیگری را زخمی کردند. درپی این وحشیگریهای نیروهای ایرانی مردم عرب به پاسگاهها و امکان تجمع نیروهای امنیتی حمله برده و آنها را به آتش کشیدند.

درپی وخامت اوضاع امنیتی در شهر فلاحیه نیروهای امنیتی دولت تبعیض نژادی ایران حضور یگانهای مسلحشان را افزایش داده و این شهر را تبدیل به پادگانی نظامی کرده اند.

شهر فلاحیه طی سالهای اخیر شاهد اعدام شماری از جوانان آزادی خواه عرب خود بوده است. دولت ایران در چند مرحله شماری از جوانان عرب شهر فلاحیه را به اتهامات مختلف بشکل مخفیانه ای اعدام کرد.

در حال حاضر نیز نیروهای امنیتی ایران در ترس از گسترش اعتراضات به شهرهای مختلف اقلیم احواز، سعی کرده اند تا بواسطه مزدوران مرکزگرای خود در داخل و خارج از کشور، نظیر بی بی سی فارسی، اخبار این اعتراضات را تحت الشعاع قرار داده و از گسترش آنها بکاهد.

دولت ایران سالهاست که سیاستهای مبتنی بر تبعیض نژادی را در اقلیم احواز پیاده کرده است. دولت ایران به مرکزنشینان فارس اجازه مطلق داده تا منابع آبی اقلیم احواز را بشکل کامل مصادره کنند و بدین صورت فاجعه زیست محیطی گسترده ای را در اقلیم احواز رقم زده است.

فعالان احوازی دولت مرکزی ایران و کلیت سیستم مرکزی ایران اعم روشنفکران و مسئولان و سیاستمداران را شریک این جنایت بزرگ انسانی می دانند. این فعالان عرب معتقدند که دستاندرکاران این جنایت بزرگ باید در دادگاههای جهانی محاکمه شوند و به جزای اعمالشان برسند.

این فعالان عرب به تمامی نیروهای سیاسی اپوزیسیون سیاسی ایرانی در خارج از کشور هشدار داده اند که هرگونه مشارکت مستقیم و غیرمستقیم در حمایت از سیاستهای آپارتایدی دولت ایران جنایت محسوب می شود و اپوزیسیون ایرانی را از سعی برای پوشاندن حقیقت فاجعه ای که سیاستهای دولت مرکزی ایران رقم زده است، برحذر کرده و از آنها خواسته است تا از مشارکت در این نسل کشی دوری کنند.

جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز    

  تصاویری از تظاهرات امروز در لندن l2 l1  

The post تظاهرات احوازیها در برابر سفارت ایران در لندن appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
نسل کشی آرام دولت ایران در احواز http://www.padmaz.org/farsi/%d9%86%d8%b3%d9%84-%da%a9%d8%b4%db%8c-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b2/ Fri, 17 Feb 2017 11:26:47 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7134 dd

ddآنچه این روزها دولت ایران بر سرها احوازیها می آورد، کمتر دیکتاتور و یا رژیم تبعیض نژادی در قرن اخیر انجام داده است. نه در آفریقای جنوبی و نه در شوروی استالینی و نه در دیگر نقاطی از جهان که شاهد حاکمیت رژیمهای تبعیض نژادی بوده است، بخود دیده اند. هیچ رژیمی تاکنون بسان دولت مرکزی ایران در روز روشن نسل کشی نکرده است، آنهم نسل کشی که غالبیت مرکز نشینان چه عامه و چه روشنفکر و سیاستمدار با آن مخالف نیستند.

در حدود یکصد سال پیش بنیانگذارن نژادی پرستی در ایران نوین پس از قاجاریه، با خطر قلمداد کردن مردم عرب احواز حکم بر به حاشیه راندگی این مردمان دادند. از آن زمان تاکنون دستگاه حاکمیت، روشنفکران، تحصیل کرده های فارس و فارس شده و رسانه های نوشتاری و سمعی و بصری در در یک کلام سیستم حاکمیت مرکزی در ایران، گفتمان عرب ستیزی را در اعماق وجود مردم مناطق مختلف ایران نهادینه کرد.

صد سال است که دستگاه مرکزی ایران مردم عرب احواز را دشمن، خائن و تجزیه طلب و در یک کلام خطر برای ایران معرفی کرده و او را شایسته انواع سیاستهای ددمنشانه و غیرانسانی معرفی کرده است. زمانی که روشنفکران دست در دست حاکمیت می نهند تا در اذهان کودکان مدارس تحقیر عرب و نژادپرستی و عرب ستیزی را ترویج می کنند، نتیجه عملی آن این است که دولت ایران با تکیه بر این احساس ضد بشری نزد عامه مرکزنشینان و مرکزگراها، دست خود را قلع و قمع و کشتار مردم عرب احواز باز می بیند.

سوگلی های مرکزنشین از حق خود می دانند که رودخانه های احواز را بمیل خود بخشکانند تا بتوصیه رهبران فرقه گراشان خامنه ای زادوولد کنند و برنج بکارند و سیر و شاد و خرم و قدح باده بدست، تنها بفکر خود باشند و از مرگ عرب احوازی تجزیه طلب غمی به دل راه ندهند.

سالهاست که فعالان عرب جار زده اند که ای جماعت بی وجدان، ای جماعت خود خواه، ازغارت ثروتهای طبیعی ملت عرب دست بکشید. این سیاستهای شما باعث نسل کشی در احواز شده است. ای جماعتی که سرمست عظمت تخیلی تمدن عظیمتان هتسید و خودخواهانه فرزندانمان را طعمه مرگ می کنید، سالانه بیش از 5 هزار تن از فرزندانمان بدست شما کشته می شوند. آیا این نسل کشی نیست؟

آیا این جنایت نیست که برای رفاه بیشتر فارس در اصفهان و یزد و کرمان و کاشان و قم، برای سرسبزی زاینده رود و برای زاد وولد بیشتر فارسها و برای کشت بیشتر برنج اصفهانیها، ملت عرب در احواز جان بدهند؟

چرا در حالی که احوازیها از دست فاجعه زیست محیطی بستوه آمده اند، دولت مرکزگراها اصرار بر انتقال بیشتر آب جهت مصرف مرکزنشینان فارس دارد؟

این وقاحت دولت ایران از آنجا ناشی می شود که این رژیم خونخوار تکیه بر افکار عمومی موافق با این سیاستهای ددمنشانه اش دارد. اصفهانیهای با وجود خشکی کامل احواز اما هنوز اصرار بر ساخت تونلهای بیشتری دارند.

مرکزگراهای فارس در خارج از کشور نیز سالها است که مسئولیت دفاع از سیاستهای دولت ایران که بسود مطلق فارسها و بضرر کامل ملت عرب احواز است را بعهده گرفته اند. اینها بجای اینکه حقیقت نسل کشی مردم عرب در احواز را فاش کنند سعی می کنند تا با حیله گریهای رسانه ای، تقصیر را به گردن این مسئولک یا آن مسئولک بیندازند و با تکیه بر گفتمان حقوق بشری که هیچ صله ای با گفتمان نژادپرست ایرانیان مرکزگرا ندارد، سایه فارسها را از جنایتها پاک کرده و وجود آنها مبرای از این فاجعه سازند.

بصراحت به دولت ایران و به مرکزگراها و به فارس ها و به مسخ شدگان در هویت خیالی ایران می گوییم که آنچه در احواز می گذرد یک پاکسازی نژادی آرام است. عناصر اصلی این پاکسازی نژادی سدها و تولنهای انتقال آب و طرح های نابود کنند محیط زیست است.  فارسهای ساکن استانهای مرکزی ایران بدانند که بر طبق قوانین بین المللی و بر طبق شرع و عرف، ملل ساکن بر سواحل رودخانه های غرب زاگرس حق کامل بر این آبها دارند. تمامی آبهایی که مرکزنشنان تاکنون از این رودخانه بیغما برده اند ناحق است و براساس قوانین جهانی تبعات انسانی ناشی از این عمل شامل تمامی کسانی است که در این طرحها دست دارند.

تمامی کسانی که در این طرحها دست دارند دستشان به خون فرزندان ملت عرب احواز آغشته است و در برابر دادگاه جهانی می بایست محاکمه شوند. مرکزنشینان اگر مسلمان هستند بدانند که آبی که از احواز بسرقت رفته است حرام است و حق ملت عرب احواز است.

سالهاست به مرکزگراهای داخل و خارج گفته ایم که سیاستهای شما جنایتکارانه است، تا دیر نشده است دریچه سدها را باز کنید و اجازه بدهید تا رودخانه های احواز و تالابها آبگیری شوند. در مقابل سالهاست که مرکزگراهای فارس تنها و تنها انکار کرده و اهمیتی به تبعات فاجعه بار سیاستهای خودخواهانه و ضدبشری شان نمی دهند.

سالهاست که دولت ایران از تبعات جاه طلبی فرزندان ایالت فارس در غارت آبهای احواز مطلع است اما با این وجود به آنها این اجازه را می دهد. علت این امر آنست که دولت ایران به یقین رسیده است که تمامی سیاستهای سابقش جهت محو هویت و وجود ملت عرب احواز بی تاثیر بوده و چاره ای جز حذف فیزیکی عربهای احواز ندارد. بهمین دلیل انتقال بی حساب و کتاب آب رودخانه های احواز را به مرکزنشینان داده تا بشکلی آرام در احواز نسل کشی کند.

مرکزنشینان در استانهای فارس بدانند که همگی بشکل مستقیم و یا غیر مستقیم چه آنهایی که از انتقال آب کارون حمایت می کنند و چه آنهایی که بر آن سکوت کرده اند، نسل کشی عربهای احواز را قبول دارند. آن دسته از رسانه های داخل و خارج از کشور که همواره سعی دارند تا اعتراضات مردم احواز را کم اهمیت جلوه دهند و یا آنها را از چارچوب اصلیشان دور می کنند و یا بایکوت خبری می کنند، همگی بدانند که شریک این پاکسازی نژادی آرام در احواز هستند.  

این دغلبازان مرکزگرا که هر روز از شاخه ای بشاخه ای دیگر می پرند بدانند که فرهنگ دروغ و ریا و حیله برایشان هویت ایرانی نخواهد ساخت. امروز بیشتر از هر روز دیگر واضح شده است که دولت فارس چگونه حقوق ملت عرب را فدای جاه طلبی بیشتر فارسها می سازد و فرزندان احواز را آرام آرام بکام مرگ می فرستد تا مناطق فارس نشین را مرفه تر شوند.

برچیده باد سیستم تبعیض نژادی در ایران

برچیده باد حاکمیت فاشیستهای فارس

برچیده باد گفتمان نژادپرستی و کشتار انسانهای بی گناه

The post نسل کشی آرام دولت ایران در احواز appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
dd

ddآنچه این روزها دولت ایران بر سرها احوازیها می آورد، کمتر دیکتاتور و یا رژیم تبعیض نژادی در قرن اخیر انجام داده است. نه در آفریقای جنوبی و نه در شوروی استالینی و نه در دیگر نقاطی از جهان که شاهد حاکمیت رژیمهای تبعیض نژادی بوده است، بخود دیده اند. هیچ رژیمی تاکنون بسان دولت مرکزی ایران در روز روشن نسل کشی نکرده است، آنهم نسل کشی که غالبیت مرکز نشینان چه عامه و چه روشنفکر و سیاستمدار با آن مخالف نیستند.

در حدود یکصد سال پیش بنیانگذارن نژادی پرستی در ایران نوین پس از قاجاریه، با خطر قلمداد کردن مردم عرب احواز حکم بر به حاشیه راندگی این مردمان دادند. از آن زمان تاکنون دستگاه حاکمیت، روشنفکران، تحصیل کرده های فارس و فارس شده و رسانه های نوشتاری و سمعی و بصری در در یک کلام سیستم حاکمیت مرکزی در ایران، گفتمان عرب ستیزی را در اعماق وجود مردم مناطق مختلف ایران نهادینه کرد.

صد سال است که دستگاه مرکزی ایران مردم عرب احواز را دشمن، خائن و تجزیه طلب و در یک کلام خطر برای ایران معرفی کرده و او را شایسته انواع سیاستهای ددمنشانه و غیرانسانی معرفی کرده است. زمانی که روشنفکران دست در دست حاکمیت می نهند تا در اذهان کودکان مدارس تحقیر عرب و نژادپرستی و عرب ستیزی را ترویج می کنند، نتیجه عملی آن این است که دولت ایران با تکیه بر این احساس ضد بشری نزد عامه مرکزنشینان و مرکزگراها، دست خود را قلع و قمع و کشتار مردم عرب احواز باز می بیند.

سوگلی های مرکزنشین از حق خود می دانند که رودخانه های احواز را بمیل خود بخشکانند تا بتوصیه رهبران فرقه گراشان خامنه ای زادوولد کنند و برنج بکارند و سیر و شاد و خرم و قدح باده بدست، تنها بفکر خود باشند و از مرگ عرب احوازی تجزیه طلب غمی به دل راه ندهند.

سالهاست که فعالان عرب جار زده اند که ای جماعت بی وجدان، ای جماعت خود خواه، ازغارت ثروتهای طبیعی ملت عرب دست بکشید. این سیاستهای شما باعث نسل کشی در احواز شده است. ای جماعتی که سرمست عظمت تخیلی تمدن عظیمتان هتسید و خودخواهانه فرزندانمان را طعمه مرگ می کنید، سالانه بیش از 5 هزار تن از فرزندانمان بدست شما کشته می شوند. آیا این نسل کشی نیست؟

آیا این جنایت نیست که برای رفاه بیشتر فارس در اصفهان و یزد و کرمان و کاشان و قم، برای سرسبزی زاینده رود و برای زاد وولد بیشتر فارسها و برای کشت بیشتر برنج اصفهانیها، ملت عرب در احواز جان بدهند؟

چرا در حالی که احوازیها از دست فاجعه زیست محیطی بستوه آمده اند، دولت مرکزگراها اصرار بر انتقال بیشتر آب جهت مصرف مرکزنشینان فارس دارد؟

این وقاحت دولت ایران از آنجا ناشی می شود که این رژیم خونخوار تکیه بر افکار عمومی موافق با این سیاستهای ددمنشانه اش دارد. اصفهانیهای با وجود خشکی کامل احواز اما هنوز اصرار بر ساخت تونلهای بیشتری دارند.

مرکزگراهای فارس در خارج از کشور نیز سالها است که مسئولیت دفاع از سیاستهای دولت ایران که بسود مطلق فارسها و بضرر کامل ملت عرب احواز است را بعهده گرفته اند. اینها بجای اینکه حقیقت نسل کشی مردم عرب در احواز را فاش کنند سعی می کنند تا با حیله گریهای رسانه ای، تقصیر را به گردن این مسئولک یا آن مسئولک بیندازند و با تکیه بر گفتمان حقوق بشری که هیچ صله ای با گفتمان نژادپرست ایرانیان مرکزگرا ندارد، سایه فارسها را از جنایتها پاک کرده و وجود آنها مبرای از این فاجعه سازند.

بصراحت به دولت ایران و به مرکزگراها و به فارس ها و به مسخ شدگان در هویت خیالی ایران می گوییم که آنچه در احواز می گذرد یک پاکسازی نژادی آرام است. عناصر اصلی این پاکسازی نژادی سدها و تولنهای انتقال آب و طرح های نابود کنند محیط زیست است.  فارسهای ساکن استانهای مرکزی ایران بدانند که بر طبق قوانین بین المللی و بر طبق شرع و عرف، ملل ساکن بر سواحل رودخانه های غرب زاگرس حق کامل بر این آبها دارند. تمامی آبهایی که مرکزنشنان تاکنون از این رودخانه بیغما برده اند ناحق است و براساس قوانین جهانی تبعات انسانی ناشی از این عمل شامل تمامی کسانی است که در این طرحها دست دارند.

تمامی کسانی که در این طرحها دست دارند دستشان به خون فرزندان ملت عرب احواز آغشته است و در برابر دادگاه جهانی می بایست محاکمه شوند. مرکزنشینان اگر مسلمان هستند بدانند که آبی که از احواز بسرقت رفته است حرام است و حق ملت عرب احواز است.

سالهاست به مرکزگراهای داخل و خارج گفته ایم که سیاستهای شما جنایتکارانه است، تا دیر نشده است دریچه سدها را باز کنید و اجازه بدهید تا رودخانه های احواز و تالابها آبگیری شوند. در مقابل سالهاست که مرکزگراهای فارس تنها و تنها انکار کرده و اهمیتی به تبعات فاجعه بار سیاستهای خودخواهانه و ضدبشری شان نمی دهند.

سالهاست که دولت ایران از تبعات جاه طلبی فرزندان ایالت فارس در غارت آبهای احواز مطلع است اما با این وجود به آنها این اجازه را می دهد. علت این امر آنست که دولت ایران به یقین رسیده است که تمامی سیاستهای سابقش جهت محو هویت و وجود ملت عرب احواز بی تاثیر بوده و چاره ای جز حذف فیزیکی عربهای احواز ندارد. بهمین دلیل انتقال بی حساب و کتاب آب رودخانه های احواز را به مرکزنشینان داده تا بشکلی آرام در احواز نسل کشی کند.

مرکزنشینان در استانهای فارس بدانند که همگی بشکل مستقیم و یا غیر مستقیم چه آنهایی که از انتقال آب کارون حمایت می کنند و چه آنهایی که بر آن سکوت کرده اند، نسل کشی عربهای احواز را قبول دارند. آن دسته از رسانه های داخل و خارج از کشور که همواره سعی دارند تا اعتراضات مردم احواز را کم اهمیت جلوه دهند و یا آنها را از چارچوب اصلیشان دور می کنند و یا بایکوت خبری می کنند، همگی بدانند که شریک این پاکسازی نژادی آرام در احواز هستند.  

این دغلبازان مرکزگرا که هر روز از شاخه ای بشاخه ای دیگر می پرند بدانند که فرهنگ دروغ و ریا و حیله برایشان هویت ایرانی نخواهد ساخت. امروز بیشتر از هر روز دیگر واضح شده است که دولت فارس چگونه حقوق ملت عرب را فدای جاه طلبی بیشتر فارسها می سازد و فرزندان احواز را آرام آرام بکام مرگ می فرستد تا مناطق فارس نشین را مرفه تر شوند.

برچیده باد سیستم تبعیض نژادی در ایران

برچیده باد حاکمیت فاشیستهای فارس

برچیده باد گفتمان نژادپرستی و کشتار انسانهای بی گناه

The post نسل کشی آرام دولت ایران در احواز appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
بررسی تأثیر سیاستهای هاشمی رفسنجانی بر مردم عرب احواز http://www.padmaz.org/farsi/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d8%a3%d8%ab%d9%8a%d8%b1-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8/ Mon, 16 Jan 2017 13:29:45 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7125 rafsanjani

جایگاه مهم هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از مهره هاى كليدى رژيم آخوندى  که از او به روباه مکار سیاست معاصر ایران یاد می شود بر کسی پوشیده نیست ومی توان این جایگاه را از زوایای مختلفی بررسی و مورد تجزیه وتحلیل قرار داد.

برای جناح معروف به إصلاح  طلب كه رفسنجانی را همفكر و پشتوانه خود در مقابل جناح اصولگرا ميداند، مرگ وى  به عنوان ضایعه اى جبران ناپذير براى تداوم حضورشان در صحنه سياست ايران قلمداد ميشود، ولی از طرف دیگر مرگ رفسنجانى باعث مسرت مخالفان رژيم و ملتهاى غير فارس و به ويژه ملت عرب أحواز كه وى را نماد بارز  جنایتکاری و سرکوب وترور ميدانند گرديد. بر همین اساس ملاحظه می شود که واکنش های مختلفی به مرگ وی صورت گرفت.

عملکرد هاشمی رفسنجانی در زمانی که متصدی پستهای کلیدی در حکومت ایران بود از جوانب متعددی قابل بررسی می باشد. ازآنجا که در جغرافیای سیاسی ایران ملتها واقوام مختلف از جمله عرب، بلوچ، کورد، ترکمن، وترک وغیره وجود دارند، شاید بتوان عملکرد هاشمی در اداره امور داخلی را به دو حوزه کشوری (کلان) واقلیمی تقسیم کرد. حوزه اقلیمی در اینجا شامل مناطق  ملتهای غیر فارس می باشد.

در عملکردهای کلان (سیاسی، فرهنگی، وحقوقی)؛ حذف دگراندیشان در حوزه اندیشه وسیاست از جمله راه کارهایی بود که رفسنجانی در طول دوران ریاست جمهوری و یا تصدی پستهای دیگر، بشکل جدی پیگیری می کرد. همچنین سیاستهای کلی او برای اداره امور داخلی، عملکرد اقتصادی، سیاست خارجی ، ارتباط با تروریسم، و...  هر کدام از این حوزه ها نیاز به بررسی موشکافانه ودقیق از سوی متخصصان ذیربط دارد، خصوصاً حوزه حقوق بشر که جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس تا کنون از پرونده ای سیاه در این حوزه برخوردار می باشد ونقش هاشمی در نقض حقوق اولیه شهروندان نیاز به تبیین ومطالعه ی جدی دارد.

اما در حوزه ی برخورد با ملت های غیر فارس نقش هاشمی رفسنجانی در سرکوب فعالیت سیاسی و فرهنگی این ملتها وسعی در محو هویت تاریخی وفرهنگی آنها و محروم کردن آنها از حقوق اساسیشان نیاز به بررسی از سوی فعالان سیاسی وفرهنگی ملتهای غیر فارس دارد و بایستی دوران ریاست وی را زیر ذربین گذاشته ومصادیق بارز تأثیر سیاستهای وی بر ملتهای خود را بازگو نمایند.

برخی ساده لوحان که توانایی درک صحیح وتجزیه وتحلیل وقایع را ندارند، برای راحت کردن خود، در واکنش به مرگ رفسنجانی، فقط به این اکتفا کردند که یکی از سرکردگان جنایتکار رژیم از بین رفته است وباید شاد بود. اینگونه ساده انگارانه نگریستن به وقایع نشانه عدم پختگی سیاسی ونگاه سطحی به امور داشتن است.

در زمینه مهار فعالیتهای ملت های غیر فارس، هاشمی رفسنجانی یکی از معدود رهبران جمهوری اسلامی بود که پروژه های رژیم پهلوی در این زمینه را که به سبب انقلاب متوقف شده بودند، دوباره احیاء وبه شکل وسیع وگسترده اقدام به اجرای آنها نمود. برای اکثر ملت های غیر فارس نام هاشمی رفسنجانی یادآور روزهای سیاه ترور، سرکوب، اعدام، ونقض گسترده حقوق بشر می باشد.

با توجه به آنچه بیان شد، این نوشته در صدد است تا به تأثیر سیاستهای هاشمی رفسنجانی بر ملت عرب احواز بپردازد، وگریزی بزند به نقش وی در، آنچه فعالان عرب احوازی، تلاش برای محو هویت ملت عرب وسرقت ثروتهای آنها می نامند. همچنین تبعاتی که این سیاستها برای مردم عرب احوازی در بر داشته است را تا آنجا که بشود بررسی نماید.

در دورانی که در شهرهای مرکزی ایران از هاشمی به عنوان سردار سازندگی یاد می شد، نام هاشمی برای ملت عرب احواز برابر بود با مصادره ی زمینهای کشاورزان برای اجرای پروژه های طرح استعماری نیشکر، ساخت ده ها سد وتونل بر روی رودخانه های کارون وکرخه با هدف سرقت آب این رودخانه ها ومحروم کردن کشاورزان محلی از استفاده از نعمت آب، و خشکاندن زمینهای کشاورزی روستائیان عرب احوازی وباتلاقها.

قبل از هر چیز ضروری است که به این مورد اشاره کنم که هاشمی یک فرد نبود بلکه او نماینده تفکری است که افراد زیادی تا کنون پیرو آن هستند وبه عنوان رئیس جمهور ایران مسئولیت اعمال وسیاستهای او بر عهده حکومت ایران می باشد. بنابراین با مرگ او تبعات ناشی از اعمال او از بین نمی روند، وآثار مخرب سیاستهای او محو نمی شوند. کما اینکه با مرگ او مسئولیت حکومت ایران  در قبال سیاستهای او وتبعات آنها ساقط نمی شود.

بعد از انقلاب و آغاز جنگ هشت ساله بین ایران وعراق، صرف نظر از اینکه سازمان های بین المللی کدام کشور را آغازگر جنگ معرفی کردند، ولی برای همه مردم احواز وکردستان مشخص و واضح بود که چگونه بعد از رژیم ایران سعی در سرکوب خواسته های ملت های غیر فارس از جمله ملت عرب احواز و کورد  نمود. وبرای آنکه درخواستهای آزادی خواهان ایرانی ومطالبات بر حق ملتهای غیر فارس، را پایمال کنند لازم بود تا کشور مشغول یک امر خیلی مهم ودچار یک اتفاق هول انگیز بیفتد. لذا سران رژیم استراتژی صدور انقلاب به کشورهای منطقه را با جدیت پیگیری نمودند. وبهترین گزینه برای تحقق این نقشه شوم کشور عراق بود، به چند دلیل ساده:  به خاطر وجود مزار امامان شیعه، و مراجع و روحانیون ایرانی تبار که زمینه را برای نفوذ در این کشور فراهم می کردند.

بر اساس این استراتژی جدید: مناطق احواز شمالی و کردستان که شاهد درگیری ها واعتراضات هویت طلبانه بود بایستی نا امن وناآرام گردد. وچه چیزی بهتر از جنگ برای تحقق این هدف! اولاً: به بهانه جنگ می توان تمام مطالبات مردم را به تعویق انداخت وآنها را به بهانه دفاع از تمامیت ارضی کشور درگیر جنگی خانمانسوز نموده، و کینه نسبت به کشورهای همسایه را در دل اقشار مختلف مردم کاشت. و ثانیاً: به سادگی می توان اتهام همکاری با کشور اجنبی را به فعالان ملت های غیر فارس وارد کرد، و آنها را بدون آنکه حساسیتهای داخلی وبین المللی را برانگیزد سربه نیست نمود.

در دوران جنگ، هاشمی از هر فرصتی استفاده کرد تا احساسات مردم فارس را بر علیه خواسته های ملت عرب احواز برانگیخته و با نیرنگ وتحریف حقایق، افکار عمومی مردم شهرهای مرکزی ایران را گمراه نموده و بر علیه مطالبات بر حق مردم عرب احواز برانگیزد. برای نمونه همیشه از تریبون نماز جمعه ویا مصاحبه هایی که با رسانه ها داشت به این مورد اشاره می نمود: " که صدام حسین به ایران حمله کرد تا نام شهرهای ما را تغییر دهد او می خواهد خرمشهر را به محمره، سوسنگرد را به خفاجیه، وخوزستان را به عربستان تغییر دهد." در حالی که بازگرداندن نام شهرها به نام های اصلی شان یکی از مطالبات ملت عرب احواز بوده که توسط کمیته سی نفره پیگیری مطالبات ملت عرب (زیر نظر آیت الله آل شبیر خاقانی) بعد از انقلاب بر آن تأکید شده بود. نام این شهرها سالیان سال قبل از حکومت وقت عراق محمرة، وخفاجیة وعبادان وفلاحیة بوده و اقلیم نیز با نام عربستان در اسناد تاریخی دوران قاجاریه وابتدای حکومت پهلوی اول شناخته می شد.  بر اساس سیاست فارسی سازی رضا خان تمام نام های مناطق غیر فارس بایستی به فارسی تغییر یابد که در سال 1314 به دستور رضا شاه و بر اساس نظرات فرهنگستان زبان فارسی نام اقلیم عربستان و شهرهای آن تغییر داده شد.

در نتیجه جنگ صدها هزار نفر از مردم روستاها وشهرهای مناطق جنگی مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند. اکثر فعالان عرب به اتهام دروغین ارتباط با دولت طرف جنگ (عراق) دستگیر وخیلی از آنها اعدام شدند، وبرخی که فرصت داشتند مجبور به مهاجرت به سایر کشورها گردیدند.

بعد از پایان جنگ وقتی رفسنجانی متصدی ریاست جمهوری بود، یکی از سیاست های حکومت وی عدم پاکسازی مین های بجا مانده از جنگ بود، که تا کنون نیز ادامه دارد، تا مانع بازگشت ساکنان اصلی به روستاهایشان گردد، وزمینه را برای تغییر دموگرافیک منطقه فراهم نماید.

رفسنجانی پایه گذار سیاست غارت ثروتها ومنابع طبیعی احواز است، سیاستی که تا کنون در حال اجرا می باشد. هاشمی در ماه های اولیه بعد از پایان جنگ درمصاحبه ای با شبکه سراسری بر این موضوع تأکید کرد که با وجود مرزی بودن منطقه باید در سیاستهای توسعه بازبینی شود ویا اینکه ترکیب جمعیتی نوار مرزی تغییر یابد. وبه عنوان مثال به این موضع اشاره کرد که ساخت پالایشگاه در عبادان توجیه اقتصادی ندارد. این سخنان نشانه از یک ایده ونقشه جدید داشت، و یا به تعبیر روشن تر بایستی ثروتها ومنابع طبیعی ملت عرب احواز را غارت ودر جایی دیگر استثمار نمود (جاهایی مثل اصفهان- تهران – کرمان - یزد – مشهد ..). در دوران رفسنجانی روند استخراج نفت وگازاز میدانهای موجود در احواز سیر صعودی یافت در حالی که استخراج نفت در مناطق دیگر یا متوقف شده یا بشکل خیلی ناچیزی استخراج می شود. یکی این میدان های نفتی که استخراج از آن تبعات زیست محیطی جبران ناپذیری را به بار داشته میدان معروف به آزادگان می باشد که در منطقه حویزه و هور العظیم (تالاب هور العظیم) واقع است. احداث تأسیسات برای عملیات استخراج از این میدان باعث نابودی تالاب هور العظیم، و مصادره ی اراضی کشاورزان ، ونابودی دهها روستا در منطقه حویزه شد.

از ارمغان های دیگر دوران رفسنجانی می توان برای نمونه به طرح های ذیل اشاره نمود:

1- طرح واگذاری زمینهای منطقه جفیر، واقع در اطراف حویزه، به مجروحان جنگی استان یزد معروف به طرح جانبازان جنگی. هدف از این طرح تغییر بافت جمعیتی در این منطقه بود؛ که همانا در ادامه سیاستهای رژیم شاه در تغییر بافت جمعیتی منطقه می باشد، که با تأسیس منطقه "یزد نو" در اطراف حویزه قدم اول را در راستای اجرای طرح تغییر دموگرافیک برداشته بود.

2- طرح نیشکر یکی از استعماری ترین طرح هایی به شمار می رود که دولت رفسنجانی در ادامه سیاستهای شاه پیگیری و اجرا کرد. در پی اجرای این طرح صدها هزار هکتار از زمینها کشاورزان منطقه مصادره و دهها روستا ویران گریدند. هزاران تن از روستائیان مجبور به مهاجرت وسکونت در حاشیه شهرها گردیدند. تبعات زیست محیطی و ناهنجاری های اجتماعی که در اثر اجرای این طرح گریبان اهالی منطقه شده به حدی است که برخی از مسئولین محلی را به اعتراض واداشت.

3- طرح انتقال آب رودخانه های کارون، کرخه، وجراحی:

نمی توان فراموش کرد سخنان رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران مبنی بر اینکه چرا شهرهای کرمان ویزد وقم از کمبود آب رنج می برند در حالی که آب رودخانه های کارون وجراحی به خلیج سرازیر می شود!  چرا باید آب کرخه به هور العظیم بریزد و کشور دشمن عراق از آن بهره ببرد؟!  او با این سخنان عوام فریبانه و با حیله ونیرنگ وارائه دلایل گمراه کننده سعی در مجاب کردن افکار عمومی داشت، تا زمینه اجرای طرح های انتقال میلیاردها متر مکعب آب از سرشاخه های کارون وکرخه را فراهم نماید. طرح هایی که در طی آن شهر احواز بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی به آلوده ترین شهر دنیا تبدیل شد. امروز نام احواز با گرد وخاک وآلودگی آب وهوا پیوند یافته است. سالیانه بیش از پنجاه هزار نفر از مردم این منطقه به علت ابتلا به انواع بیماری های ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند. آمار افراد مبتلا به انواع خطرناک سرطان وتولد کودکان ناقص الخلقه به شکل عجیبی افزایش یافته. بر اساس پژوهش های انجام یافته دلیل همه آنها آلودگی محیط زیست می باشد.

اینها نمونه های کوچکی از طرحهای آشکاری هستند که در دوران ریاست رفسنجانی بنا نهاده شده بودند. اگر به این لیست طرحهایی مانند: پروژه ی منطقه آزاد اروند، طرح شیلات، و طرح آمایش سرزمینی با هدف تغییر بافت جمعیتی را اضافه کنیم، یا در حوزه سیاسی وامنیتی: سرکوب، ترور، اعدام، ونقض حقوق بشر، هر کدام لکه ننگی در تاریخ سیاه هاشمی رفسنجانی می باشند. که پرداختن به هر کدام مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. جنایاتی که به هیچ وجه حافظه تاریخی ملت عرب احواز آنها را فراموش نخواهد کرد.

خیلی های خوش دارند که هاشمی را سردار سازندگی ویا امیر کبیر بنامند، القابی که او برای ترویج آن بشکل مستقیم وغیر مستقیم از رسانه های عمومی و کانالهای متعارف وغیر متعارف کوشید. اما سیاستهای سازندگی رفسنجانی برای احواز جز ویرانی وفقر چیزی به ارمغان نیاورد. همانگونه که در بالا اشاره شد او پایه گذار سیاست سرقت ثروت ها ومنابع طبیعی احواز وبکار بردن آنها در شهرهای مرکزی بود. می توان هاشمی رفسنجانی را اولین مسئول ایرانی بعد از انقلاب نامید که طرحهای استعماری رژیم شاه را دوباره احیا و زنده کرد ودستور به اجرای آنها داد.

 

عبدالرحمن حیدری (احوازی)

لينك مقاله در سایت اخبار روز

برای دسترسی به لینک مطلب فوق در سایت کردانه اینجا را کلیک کنید 

 

The post بررسی تأثیر سیاستهای هاشمی رفسنجانی بر مردم عرب احواز appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
rafsanjani

جایگاه مهم هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از مهره هاى كليدى رژيم آخوندى  که از او به روباه مکار سیاست معاصر ایران یاد می شود بر کسی پوشیده نیست ومی توان این جایگاه را از زوایای مختلفی بررسی و مورد تجزیه وتحلیل قرار داد.

برای جناح معروف به إصلاح  طلب كه رفسنجانی را همفكر و پشتوانه خود در مقابل جناح اصولگرا ميداند، مرگ وى  به عنوان ضایعه اى جبران ناپذير براى تداوم حضورشان در صحنه سياست ايران قلمداد ميشود، ولی از طرف دیگر مرگ رفسنجانى باعث مسرت مخالفان رژيم و ملتهاى غير فارس و به ويژه ملت عرب أحواز كه وى را نماد بارز  جنایتکاری و سرکوب وترور ميدانند گرديد. بر همین اساس ملاحظه می شود که واکنش های مختلفی به مرگ وی صورت گرفت.

عملکرد هاشمی رفسنجانی در زمانی که متصدی پستهای کلیدی در حکومت ایران بود از جوانب متعددی قابل بررسی می باشد. ازآنجا که در جغرافیای سیاسی ایران ملتها واقوام مختلف از جمله عرب، بلوچ، کورد، ترکمن، وترک وغیره وجود دارند، شاید بتوان عملکرد هاشمی در اداره امور داخلی را به دو حوزه کشوری (کلان) واقلیمی تقسیم کرد. حوزه اقلیمی در اینجا شامل مناطق  ملتهای غیر فارس می باشد.

در عملکردهای کلان (سیاسی، فرهنگی، وحقوقی)؛ حذف دگراندیشان در حوزه اندیشه وسیاست از جمله راه کارهایی بود که رفسنجانی در طول دوران ریاست جمهوری و یا تصدی پستهای دیگر، بشکل جدی پیگیری می کرد. همچنین سیاستهای کلی او برای اداره امور داخلی، عملکرد اقتصادی، سیاست خارجی ، ارتباط با تروریسم، و...  هر کدام از این حوزه ها نیاز به بررسی موشکافانه ودقیق از سوی متخصصان ذیربط دارد، خصوصاً حوزه حقوق بشر که جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس تا کنون از پرونده ای سیاه در این حوزه برخوردار می باشد ونقش هاشمی در نقض حقوق اولیه شهروندان نیاز به تبیین ومطالعه ی جدی دارد.

اما در حوزه ی برخورد با ملت های غیر فارس نقش هاشمی رفسنجانی در سرکوب فعالیت سیاسی و فرهنگی این ملتها وسعی در محو هویت تاریخی وفرهنگی آنها و محروم کردن آنها از حقوق اساسیشان نیاز به بررسی از سوی فعالان سیاسی وفرهنگی ملتهای غیر فارس دارد و بایستی دوران ریاست وی را زیر ذربین گذاشته ومصادیق بارز تأثیر سیاستهای وی بر ملتهای خود را بازگو نمایند.

برخی ساده لوحان که توانایی درک صحیح وتجزیه وتحلیل وقایع را ندارند، برای راحت کردن خود، در واکنش به مرگ رفسنجانی، فقط به این اکتفا کردند که یکی از سرکردگان جنایتکار رژیم از بین رفته است وباید شاد بود. اینگونه ساده انگارانه نگریستن به وقایع نشانه عدم پختگی سیاسی ونگاه سطحی به امور داشتن است.

در زمینه مهار فعالیتهای ملت های غیر فارس، هاشمی رفسنجانی یکی از معدود رهبران جمهوری اسلامی بود که پروژه های رژیم پهلوی در این زمینه را که به سبب انقلاب متوقف شده بودند، دوباره احیاء وبه شکل وسیع وگسترده اقدام به اجرای آنها نمود. برای اکثر ملت های غیر فارس نام هاشمی رفسنجانی یادآور روزهای سیاه ترور، سرکوب، اعدام، ونقض گسترده حقوق بشر می باشد.

با توجه به آنچه بیان شد، این نوشته در صدد است تا به تأثیر سیاستهای هاشمی رفسنجانی بر ملت عرب احواز بپردازد، وگریزی بزند به نقش وی در، آنچه فعالان عرب احوازی، تلاش برای محو هویت ملت عرب وسرقت ثروتهای آنها می نامند. همچنین تبعاتی که این سیاستها برای مردم عرب احوازی در بر داشته است را تا آنجا که بشود بررسی نماید.

در دورانی که در شهرهای مرکزی ایران از هاشمی به عنوان سردار سازندگی یاد می شد، نام هاشمی برای ملت عرب احواز برابر بود با مصادره ی زمینهای کشاورزان برای اجرای پروژه های طرح استعماری نیشکر، ساخت ده ها سد وتونل بر روی رودخانه های کارون وکرخه با هدف سرقت آب این رودخانه ها ومحروم کردن کشاورزان محلی از استفاده از نعمت آب، و خشکاندن زمینهای کشاورزی روستائیان عرب احوازی وباتلاقها.

قبل از هر چیز ضروری است که به این مورد اشاره کنم که هاشمی یک فرد نبود بلکه او نماینده تفکری است که افراد زیادی تا کنون پیرو آن هستند وبه عنوان رئیس جمهور ایران مسئولیت اعمال وسیاستهای او بر عهده حکومت ایران می باشد. بنابراین با مرگ او تبعات ناشی از اعمال او از بین نمی روند، وآثار مخرب سیاستهای او محو نمی شوند. کما اینکه با مرگ او مسئولیت حکومت ایران  در قبال سیاستهای او وتبعات آنها ساقط نمی شود.

بعد از انقلاب و آغاز جنگ هشت ساله بین ایران وعراق، صرف نظر از اینکه سازمان های بین المللی کدام کشور را آغازگر جنگ معرفی کردند، ولی برای همه مردم احواز وکردستان مشخص و واضح بود که چگونه بعد از رژیم ایران سعی در سرکوب خواسته های ملت های غیر فارس از جمله ملت عرب احواز و کورد  نمود. وبرای آنکه درخواستهای آزادی خواهان ایرانی ومطالبات بر حق ملتهای غیر فارس، را پایمال کنند لازم بود تا کشور مشغول یک امر خیلی مهم ودچار یک اتفاق هول انگیز بیفتد. لذا سران رژیم استراتژی صدور انقلاب به کشورهای منطقه را با جدیت پیگیری نمودند. وبهترین گزینه برای تحقق این نقشه شوم کشور عراق بود، به چند دلیل ساده:  به خاطر وجود مزار امامان شیعه، و مراجع و روحانیون ایرانی تبار که زمینه را برای نفوذ در این کشور فراهم می کردند.

بر اساس این استراتژی جدید: مناطق احواز شمالی و کردستان که شاهد درگیری ها واعتراضات هویت طلبانه بود بایستی نا امن وناآرام گردد. وچه چیزی بهتر از جنگ برای تحقق این هدف! اولاً: به بهانه جنگ می توان تمام مطالبات مردم را به تعویق انداخت وآنها را به بهانه دفاع از تمامیت ارضی کشور درگیر جنگی خانمانسوز نموده، و کینه نسبت به کشورهای همسایه را در دل اقشار مختلف مردم کاشت. و ثانیاً: به سادگی می توان اتهام همکاری با کشور اجنبی را به فعالان ملت های غیر فارس وارد کرد، و آنها را بدون آنکه حساسیتهای داخلی وبین المللی را برانگیزد سربه نیست نمود.

در دوران جنگ، هاشمی از هر فرصتی استفاده کرد تا احساسات مردم فارس را بر علیه خواسته های ملت عرب احواز برانگیخته و با نیرنگ وتحریف حقایق، افکار عمومی مردم شهرهای مرکزی ایران را گمراه نموده و بر علیه مطالبات بر حق مردم عرب احواز برانگیزد. برای نمونه همیشه از تریبون نماز جمعه ویا مصاحبه هایی که با رسانه ها داشت به این مورد اشاره می نمود: " که صدام حسین به ایران حمله کرد تا نام شهرهای ما را تغییر دهد او می خواهد خرمشهر را به محمره، سوسنگرد را به خفاجیه، وخوزستان را به عربستان تغییر دهد." در حالی که بازگرداندن نام شهرها به نام های اصلی شان یکی از مطالبات ملت عرب احواز بوده که توسط کمیته سی نفره پیگیری مطالبات ملت عرب (زیر نظر آیت الله آل شبیر خاقانی) بعد از انقلاب بر آن تأکید شده بود. نام این شهرها سالیان سال قبل از حکومت وقت عراق محمرة، وخفاجیة وعبادان وفلاحیة بوده و اقلیم نیز با نام عربستان در اسناد تاریخی دوران قاجاریه وابتدای حکومت پهلوی اول شناخته می شد.  بر اساس سیاست فارسی سازی رضا خان تمام نام های مناطق غیر فارس بایستی به فارسی تغییر یابد که در سال 1314 به دستور رضا شاه و بر اساس نظرات فرهنگستان زبان فارسی نام اقلیم عربستان و شهرهای آن تغییر داده شد.

در نتیجه جنگ صدها هزار نفر از مردم روستاها وشهرهای مناطق جنگی مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند. اکثر فعالان عرب به اتهام دروغین ارتباط با دولت طرف جنگ (عراق) دستگیر وخیلی از آنها اعدام شدند، وبرخی که فرصت داشتند مجبور به مهاجرت به سایر کشورها گردیدند.

بعد از پایان جنگ وقتی رفسنجانی متصدی ریاست جمهوری بود، یکی از سیاست های حکومت وی عدم پاکسازی مین های بجا مانده از جنگ بود، که تا کنون نیز ادامه دارد، تا مانع بازگشت ساکنان اصلی به روستاهایشان گردد، وزمینه را برای تغییر دموگرافیک منطقه فراهم نماید.

رفسنجانی پایه گذار سیاست غارت ثروتها ومنابع طبیعی احواز است، سیاستی که تا کنون در حال اجرا می باشد. هاشمی در ماه های اولیه بعد از پایان جنگ درمصاحبه ای با شبکه سراسری بر این موضوع تأکید کرد که با وجود مرزی بودن منطقه باید در سیاستهای توسعه بازبینی شود ویا اینکه ترکیب جمعیتی نوار مرزی تغییر یابد. وبه عنوان مثال به این موضع اشاره کرد که ساخت پالایشگاه در عبادان توجیه اقتصادی ندارد. این سخنان نشانه از یک ایده ونقشه جدید داشت، و یا به تعبیر روشن تر بایستی ثروتها ومنابع طبیعی ملت عرب احواز را غارت ودر جایی دیگر استثمار نمود (جاهایی مثل اصفهان- تهران – کرمان - یزد – مشهد ..). در دوران رفسنجانی روند استخراج نفت وگازاز میدانهای موجود در احواز سیر صعودی یافت در حالی که استخراج نفت در مناطق دیگر یا متوقف شده یا بشکل خیلی ناچیزی استخراج می شود. یکی این میدان های نفتی که استخراج از آن تبعات زیست محیطی جبران ناپذیری را به بار داشته میدان معروف به آزادگان می باشد که در منطقه حویزه و هور العظیم (تالاب هور العظیم) واقع است. احداث تأسیسات برای عملیات استخراج از این میدان باعث نابودی تالاب هور العظیم، و مصادره ی اراضی کشاورزان ، ونابودی دهها روستا در منطقه حویزه شد.

از ارمغان های دیگر دوران رفسنجانی می توان برای نمونه به طرح های ذیل اشاره نمود:

1- طرح واگذاری زمینهای منطقه جفیر، واقع در اطراف حویزه، به مجروحان جنگی استان یزد معروف به طرح جانبازان جنگی. هدف از این طرح تغییر بافت جمعیتی در این منطقه بود؛ که همانا در ادامه سیاستهای رژیم شاه در تغییر بافت جمعیتی منطقه می باشد، که با تأسیس منطقه "یزد نو" در اطراف حویزه قدم اول را در راستای اجرای طرح تغییر دموگرافیک برداشته بود.

2- طرح نیشکر یکی از استعماری ترین طرح هایی به شمار می رود که دولت رفسنجانی در ادامه سیاستهای شاه پیگیری و اجرا کرد. در پی اجرای این طرح صدها هزار هکتار از زمینها کشاورزان منطقه مصادره و دهها روستا ویران گریدند. هزاران تن از روستائیان مجبور به مهاجرت وسکونت در حاشیه شهرها گردیدند. تبعات زیست محیطی و ناهنجاری های اجتماعی که در اثر اجرای این طرح گریبان اهالی منطقه شده به حدی است که برخی از مسئولین محلی را به اعتراض واداشت.

3- طرح انتقال آب رودخانه های کارون، کرخه، وجراحی:

نمی توان فراموش کرد سخنان رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه تهران مبنی بر اینکه چرا شهرهای کرمان ویزد وقم از کمبود آب رنج می برند در حالی که آب رودخانه های کارون وجراحی به خلیج سرازیر می شود!  چرا باید آب کرخه به هور العظیم بریزد و کشور دشمن عراق از آن بهره ببرد؟!  او با این سخنان عوام فریبانه و با حیله ونیرنگ وارائه دلایل گمراه کننده سعی در مجاب کردن افکار عمومی داشت، تا زمینه اجرای طرح های انتقال میلیاردها متر مکعب آب از سرشاخه های کارون وکرخه را فراهم نماید. طرح هایی که در طی آن شهر احواز بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی به آلوده ترین شهر دنیا تبدیل شد. امروز نام احواز با گرد وخاک وآلودگی آب وهوا پیوند یافته است. سالیانه بیش از پنجاه هزار نفر از مردم این منطقه به علت ابتلا به انواع بیماری های ناشی از آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند. آمار افراد مبتلا به انواع خطرناک سرطان وتولد کودکان ناقص الخلقه به شکل عجیبی افزایش یافته. بر اساس پژوهش های انجام یافته دلیل همه آنها آلودگی محیط زیست می باشد.

اینها نمونه های کوچکی از طرحهای آشکاری هستند که در دوران ریاست رفسنجانی بنا نهاده شده بودند. اگر به این لیست طرحهایی مانند: پروژه ی منطقه آزاد اروند، طرح شیلات، و طرح آمایش سرزمینی با هدف تغییر بافت جمعیتی را اضافه کنیم، یا در حوزه سیاسی وامنیتی: سرکوب، ترور، اعدام، ونقض حقوق بشر، هر کدام لکه ننگی در تاریخ سیاه هاشمی رفسنجانی می باشند. که پرداختن به هر کدام مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. جنایاتی که به هیچ وجه حافظه تاریخی ملت عرب احواز آنها را فراموش نخواهد کرد.

خیلی های خوش دارند که هاشمی را سردار سازندگی ویا امیر کبیر بنامند، القابی که او برای ترویج آن بشکل مستقیم وغیر مستقیم از رسانه های عمومی و کانالهای متعارف وغیر متعارف کوشید. اما سیاستهای سازندگی رفسنجانی برای احواز جز ویرانی وفقر چیزی به ارمغان نیاورد. همانگونه که در بالا اشاره شد او پایه گذار سیاست سرقت ثروت ها ومنابع طبیعی احواز وبکار بردن آنها در شهرهای مرکزی بود. می توان هاشمی رفسنجانی را اولین مسئول ایرانی بعد از انقلاب نامید که طرحهای استعماری رژیم شاه را دوباره احیا و زنده کرد ودستور به اجرای آنها داد.

 

عبدالرحمن حیدری (احوازی)

لينك مقاله در سایت اخبار روز

برای دسترسی به لینک مطلب فوق در سایت کردانه اینجا را کلیک کنید 

 

The post بررسی تأثیر سیاستهای هاشمی رفسنجانی بر مردم عرب احواز appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
در نشست سازمان ملل: ایران با خشکاندن احواز، سالانه ۵ هزار احوازی را بقتل می رساند http://www.padmaz.org/farsi/%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%84%d9%84-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d8%b4%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d9%88/ Thu, 24 Nov 2016 16:38:15 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7116 img_1940

img_1940

پادماز- نماینده جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز در نهمین نشست سازمان ملل در زمینه مشکلات اقلیتها، دولت ایران را بواسطه استفاده از آبهای غرب زاگرس جهت مقاصد امنیتی مسئول کشتار سالانه 5 هزار احوازی دانست. در این  نشست سازمان ملل که امروز پنجشنبه 24 ماه نوامبر 2016 در ژنو برگزار شده است، شماری از فعالان احوازی حاضر شدند و نسبت به سیاستهای غیرانسانی دولت ایران سخنرانی کردند.

نماینده جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز (پادماز) با برشمردن سیاستهای ایران در خشکاندن رودهای کارون، کرخه و جراحی و زهره و خشکاندن تالابهای العظیم و الفلاحیه و براه انداختن طوفانهای شن، از آمارهای رسمی ایران نامبرد و به بررسی افزایش شدید میزان بیماریهای کشنده نظیر سرطان و بیماریهای تنفسی پرداخت.

نماینده پادماز، دولت ایران را مسئول جان باختن سالانه بیش از 5 هزار احوازی دانست که در اثر بحران بی نظیر زیست محیطی احواز جان می بازند؛ بحرانی که به نوبه خود ناشی از سیاستهای امنیتی دولت ایران در خشکاندن اقلیم احواز است.  

نماینده جنبش ملی الاحواز از سازمان ملل خواست تا ایران را مجبور به رهاسازی آبهای رودخانه های احواز ساخته و اجازه ورود آب به اقلیم احواز را بدهد. همچنین بدون هیچ وقفه ای احداث تونلهای انتقال آب و سدسازی را متوقف کرده و حق آبه تالابهای الاحواز را به اندازه ای اجرایی سازد که این تالابها به مساحت اصلی خود در دهه هفتاد میلادی برسند. همچنین از ورود آبهای آلوده فاضلابهای شهری و صنعتی و کشاورزی و فاضلابهای استانهای بالادست به بستر رودخانه های احواز جلوگیری بعمل آورد.

در پایان نماینده جنبش ملی الاحواز از سازمان ملل خواست تا ایران را بدلیل استفاده امنیتی از آبهای غرب زاگراس بمنظور تغییر بافت جمعیتی و تهدید هویت و وجود ملل غیرفارس ساکن در حوزه آبریز این رودخانه ها، مقصر دانسته و به پرداخت غرامت به خانواده هزاران احوازی که در اثر بحران زیست محیطی جان خود را از دست داده اند مجبور سازد. همچنین از سازمان ملل خواست تا ایران را به پرداخت هزینه درمان هزران بیمار احواز که سلامتی خود را در اثر بحران زیست محیطی از دست داده اند، مجبور سازد.

در پایان نماینده جنبش ملی الاحواز اعلام کرد که مدارکی در دست دارد که تمامی شواهد ارائه شده را به اثبات می رساند.

جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز

 

متن سخنان به انگلیسی 

لینک یوتیوب سخنرانی نماینده جنبش ملی  احواز

[embed]https://www.youtube.com/watch?v=tG789RMI70Q[/embed]

 

The post در نشست سازمان ملل: ایران با خشکاندن احواز، سالانه ۵ هزار احوازی را بقتل می رساند appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
img_1940

img_1940

پادماز- نماینده جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز در نهمین نشست سازمان ملل در زمینه مشکلات اقلیتها، دولت ایران را بواسطه استفاده از آبهای غرب زاگرس جهت مقاصد امنیتی مسئول کشتار سالانه 5 هزار احوازی دانست. در این  نشست سازمان ملل که امروز پنجشنبه 24 ماه نوامبر 2016 در ژنو برگزار شده است، شماری از فعالان احوازی حاضر شدند و نسبت به سیاستهای غیرانسانی دولت ایران سخنرانی کردند.

نماینده جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز (پادماز) با برشمردن سیاستهای ایران در خشکاندن رودهای کارون، کرخه و جراحی و زهره و خشکاندن تالابهای العظیم و الفلاحیه و براه انداختن طوفانهای شن، از آمارهای رسمی ایران نامبرد و به بررسی افزایش شدید میزان بیماریهای کشنده نظیر سرطان و بیماریهای تنفسی پرداخت.

نماینده پادماز، دولت ایران را مسئول جان باختن سالانه بیش از 5 هزار احوازی دانست که در اثر بحران بی نظیر زیست محیطی احواز جان می بازند؛ بحرانی که به نوبه خود ناشی از سیاستهای امنیتی دولت ایران در خشکاندن اقلیم احواز است.  

نماینده جنبش ملی الاحواز از سازمان ملل خواست تا ایران را مجبور به رهاسازی آبهای رودخانه های احواز ساخته و اجازه ورود آب به اقلیم احواز را بدهد. همچنین بدون هیچ وقفه ای احداث تونلهای انتقال آب و سدسازی را متوقف کرده و حق آبه تالابهای الاحواز را به اندازه ای اجرایی سازد که این تالابها به مساحت اصلی خود در دهه هفتاد میلادی برسند. همچنین از ورود آبهای آلوده فاضلابهای شهری و صنعتی و کشاورزی و فاضلابهای استانهای بالادست به بستر رودخانه های احواز جلوگیری بعمل آورد.

در پایان نماینده جنبش ملی الاحواز از سازمان ملل خواست تا ایران را بدلیل استفاده امنیتی از آبهای غرب زاگراس بمنظور تغییر بافت جمعیتی و تهدید هویت و وجود ملل غیرفارس ساکن در حوزه آبریز این رودخانه ها، مقصر دانسته و به پرداخت غرامت به خانواده هزاران احوازی که در اثر بحران زیست محیطی جان خود را از دست داده اند مجبور سازد. همچنین از سازمان ملل خواست تا ایران را به پرداخت هزینه درمان هزران بیمار احواز که سلامتی خود را در اثر بحران زیست محیطی از دست داده اند، مجبور سازد.

در پایان نماینده جنبش ملی الاحواز اعلام کرد که مدارکی در دست دارد که تمامی شواهد ارائه شده را به اثبات می رساند.

جنبش ملی دموکراتیک عرب الاحواز

 

متن سخنان به انگلیسی 

لینک یوتیوب سخنرانی نماینده جنبش ملی  احواز

[embed]https://www.youtube.com/watch?v=tG789RMI70Q[/embed]  

The post در نشست سازمان ملل: ایران با خشکاندن احواز، سالانه ۵ هزار احوازی را بقتل می رساند appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
حکایت کشاورز آواره http://www.padmaz.org/farsi/%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa-%da%a9%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%b2-%d8%a2%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87/ Thu, 09 Jun 2016 18:56:22 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7113 jofair-2

روایت درد- قسمت دوم

خلیل جوان 38 ساله اهل روستایی در اطراف فرع سابله از رودخانه کرخه، هستم. متاهل ام  و دارای دو پسر و یک دختر هستم. تمام دوران نوجوانی و جوانی ام را همراه با پدرم در زمین مان کشاورزی کرده ام. زندگی ما بواسطه کشاورزی می گذشت و اموراتمان در جریان بود. گمان می کردم که می توانم با تکیه بر زمین کشاورزی پدرم و آب رودخانه کرخه، همیشه روزی خانواده ام را از کشاورزی تامین کنم. اما متاسفانه رودخانه ما بشکل کامل خشک شد و حتی دیگر تامین آب شرب برای دامهایمان نیز میسر نبود و بسختی تمام می توانستیم از دامهایمان نگهداری کنیم.

چندین سال است که یا کرخه بشکل کامل خشک شده و در بستر آن آبی جریان ندارد و یا اگر اندک آب کثیفی در آن جریان داشته باشد، مسئولان دولتی به ما اجازه برداشت از آن نمی دهند. سعی کردم بشکل غیرقانونی آب از بستر بی رمق سابله برداشت کنم که متاسفانه با جریمه مالی بزرگی روبرو شدم.

چاره ای جز توقف کار کشاورزی نداشتم و به پیدا کردن کار در مراکز دولتی روی آوردم. به سراغ ادارات مختلف در شهرهای حویزه و خفاجیه رفتم اما هیچ پاسخی نگرفتم. بسراغ شرکت نفت در هور العظیم رفتم و از آنها خواستم تا مرا استخدام کنند.

سوار بر موتور سیکلت مسافت حدود 50 کیلومتر را هر روز طی می کردم تا به شرکت نفت در عمق هور العظیم برسم. در زمستان بیش از یک ماه هر روز در کنار درب شرکت منتظر می نشستم تا شاید مسئولی بسراغ من و دیگر جوانان بیکار که در درب شرکت نشسته ایم بیاید. در عوض دو بار مورد حمله وحشیانه نیروی انتظامی قرار گرفتیم و بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و برای ساعتها در بازداشت آنها ماندیم.

من از اصرار خودم دست برنداشتم تا اینکه یک روز دیدم که عده ای از کارگران از شهر ایذه جهت آغاز کار به این شرکت آمده اند. در درب ورودی من از آنها پرسیدم شما چگونه استخدام شدید و آنها گفتند که بواسطه تماس تلفنی به آنها خبر داده اند که استخدام شده اند.

در این لحظه خون من بجوش آمد و به این کارگران غیربومی حمله کردم و آنها را تا توانستم کتک زدم. نیروی انتظامی به من حمله کرد و مرا بازداشت کرد. من در پاسخ به تهدیدات نیروی انتظامی گفتم، جاده شرکت را می بندم و به هیچ کارگر غیربومی اجازه ورود به شرکت را نمی دهم. اگر به من کار نمی دهید نمی گذارم حتی یک کارگر غیربومی در این شرکت استخدام شود.

بالاخره تهدیدات من موثر شد و پس از چند روز بازداشت و گفتگو با مسئولان آنها موافقت کردند تا من در شرکت استخدام شوم. در حال حاضر نیز در بخش اجرایی شرکت نفت در هور العظیم در گرمای بیش 50 درجه با کنگ و بیل زمین را می کنم و هر دو سه هفته آفتاب زده می شوم. متاسفانه شرکت حاضر نیست به من و امثال من از کارگران بومی بیمه درمان بدهد و ما در سخترین شرایط جوی و با حقوق 600 هزار تومان در ماه کار می کنیم. ما حتی غذایمان را در زیر آفتاب گرم می خورم.   

چیزی که من فهمیدم این است که مسئولان استان ما غیر از زور هیچ زبان دیگری را نمی فهمند. آنها براساس یک دشمنی دیرینه با ما رفتار می کنند. ما هرکاری که بکنیم آنها با ما خوب نمی شوند. نمی دونم شاید یک روزی مجبور بشوم دوباره با آنها درگیر بشوم تا حقوقم را از این نا انسانها بگیرم.

The post حکایت کشاورز آواره appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
jofair-2

روایت درد- قسمت دوم

خلیل جوان 38 ساله اهل روستایی در اطراف فرع سابله از رودخانه کرخه، هستم. متاهل ام  و دارای دو پسر و یک دختر هستم. تمام دوران نوجوانی و جوانی ام را همراه با پدرم در زمین مان کشاورزی کرده ام. زندگی ما بواسطه کشاورزی می گذشت و اموراتمان در جریان بود. گمان می کردم که می توانم با تکیه بر زمین کشاورزی پدرم و آب رودخانه کرخه، همیشه روزی خانواده ام را از کشاورزی تامین کنم. اما متاسفانه رودخانه ما بشکل کامل خشک شد و حتی دیگر تامین آب شرب برای دامهایمان نیز میسر نبود و بسختی تمام می توانستیم از دامهایمان نگهداری کنیم.

چندین سال است که یا کرخه بشکل کامل خشک شده و در بستر آن آبی جریان ندارد و یا اگر اندک آب کثیفی در آن جریان داشته باشد، مسئولان دولتی به ما اجازه برداشت از آن نمی دهند. سعی کردم بشکل غیرقانونی آب از بستر بی رمق سابله برداشت کنم که متاسفانه با جریمه مالی بزرگی روبرو شدم.

چاره ای جز توقف کار کشاورزی نداشتم و به پیدا کردن کار در مراکز دولتی روی آوردم. به سراغ ادارات مختلف در شهرهای حویزه و خفاجیه رفتم اما هیچ پاسخی نگرفتم. بسراغ شرکت نفت در هور العظیم رفتم و از آنها خواستم تا مرا استخدام کنند.

سوار بر موتور سیکلت مسافت حدود 50 کیلومتر را هر روز طی می کردم تا به شرکت نفت در عمق هور العظیم برسم. در زمستان بیش از یک ماه هر روز در کنار درب شرکت منتظر می نشستم تا شاید مسئولی بسراغ من و دیگر جوانان بیکار که در درب شرکت نشسته ایم بیاید. در عوض دو بار مورد حمله وحشیانه نیروی انتظامی قرار گرفتیم و بشدت مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم و برای ساعتها در بازداشت آنها ماندیم.

من از اصرار خودم دست برنداشتم تا اینکه یک روز دیدم که عده ای از کارگران از شهر ایذه جهت آغاز کار به این شرکت آمده اند. در درب ورودی من از آنها پرسیدم شما چگونه استخدام شدید و آنها گفتند که بواسطه تماس تلفنی به آنها خبر داده اند که استخدام شده اند.

در این لحظه خون من بجوش آمد و به این کارگران غیربومی حمله کردم و آنها را تا توانستم کتک زدم. نیروی انتظامی به من حمله کرد و مرا بازداشت کرد. من در پاسخ به تهدیدات نیروی انتظامی گفتم، جاده شرکت را می بندم و به هیچ کارگر غیربومی اجازه ورود به شرکت را نمی دهم. اگر به من کار نمی دهید نمی گذارم حتی یک کارگر غیربومی در این شرکت استخدام شود.

بالاخره تهدیدات من موثر شد و پس از چند روز بازداشت و گفتگو با مسئولان آنها موافقت کردند تا من در شرکت استخدام شوم. در حال حاضر نیز در بخش اجرایی شرکت نفت در هور العظیم در گرمای بیش 50 درجه با کنگ و بیل زمین را می کنم و هر دو سه هفته آفتاب زده می شوم. متاسفانه شرکت حاضر نیست به من و امثال من از کارگران بومی بیمه درمان بدهد و ما در سخترین شرایط جوی و با حقوق 600 هزار تومان در ماه کار می کنیم. ما حتی غذایمان را در زیر آفتاب گرم می خورم.   

چیزی که من فهمیدم این است که مسئولان استان ما غیر از زور هیچ زبان دیگری را نمی فهمند. آنها براساس یک دشمنی دیرینه با ما رفتار می کنند. ما هرکاری که بکنیم آنها با ما خوب نمی شوند. نمی دونم شاید یک روزی مجبور بشوم دوباره با آنها درگیر بشوم تا حقوقم را از این نا انسانها بگیرم.

The post حکایت کشاورز آواره appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
روایت درد http://www.padmaz.org/farsi/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d8%af/ Fri, 03 Jun 2016 11:34:09 +0000 http://www.padmaz.org/farsi/?p=7111 naft1

قسمت اول -

حکایت دردمندانه کارگران عرب در مناطق مختلف اقلیم احواز است که در سایه طرحهای پاکسازی نژادی دولت ایران شرایط سخت و قرون وسطایی را سپری می کنند. در این سری از روایتها، حرفهای این کارگران رنج دیده را از زبانشان برای شما نقل می کنیم.

روایت آبدارچی پیر

من ابوسعید از اهالی روستایی در اطراف هور العظیم هستم. من پدر وسرپرست یک پسر و چهار دختر هستم. همسرم از معلولیت جسمانی رنج می برد. در دوره جوانی ام کشاورزی می کردم و همچنین در برخی از ماههای سال از طریق شکار و صید ماهی در هور العظیم، روزی خانواده ام را تهیه می کردم.

در حدود 15 سال است که هور العظیم بشکل کامل خشک شده است و من و اکثریت ساکنان روستایمان و روستاهای مجاور تنها منبع رزق و روزیمان را از دست دادیم. دیگر در نبود آب کشاورزیمان تعطیل شد و صید ماهی و شکار نیز تعطیل شد.

اکثریت خانواده های آشنایان من از روستا مهاجرت کردند و ما همراه با دو سه خانوار دیگر باقی ماندیم. نمی دانستیم که روزگار سختی در انتظار ماست. یکی دو سال بسختی و با تحمل خطر هر روز از مرز کشور عراق در هور العظیم رد می شدم و در بخش عراقی هور العظیم ماهی گیری می کردم. در حدود دو سال زندگی مان به این شیوه سخت و خطرناک سپری می شد. تا اینکه چند بار در حین صید ماهی مورد هدف تیراندازی قرار گرفتم و مجبور به فرار شدم. ترس از دست دادن جان و تنها گذاشتن خانواده ام مرا از اقدام کردن به این خطر بازداشت.

نزدیکانمان به من گفتند که در هور العظیم شرکت نفت در حال فعالیت است، پیش آنها برو به آنها بگو که با خشک شدن هور العظیم بیکار شده ای. هفته ی بعد پس از پرس و جو بسوی شرکت نفت در هور العظیم راهی شدم. به من اجازه نداند تا وارد شرکت شوم. بمدت دو هفته هر روز فاصله 30 کیلومتری را طی می کردم و از صبح تا بعد از ظهر در درب ورودی شرکت پیش نگهبانان از شرایط سخت زندگی ناله کنم و بدون اینکه بتوانم وارد شرکت شوم با دست خالی به خانه برمی گشتم. تا اینکه یک روز یکی از نگهبانان از دست من خسته شد و به من اجازه ورود به شرکت را داد.

پس از چند ساعت انتظار موفق شدم با یکی از مسئولان شرکت حرف بزنم و از او درخواست کار کردم. به او گفتم شما که هور العظیم را خشک کردید و منبع رزق و روزیمان را از ما گرفتید باید مرا استخدام کنید. او بلافاصله عصبانی شد و نیروی انتظامی وحراست شرکت را خبر کرد. آنها با خشونت و وقاحت تمام من پیرمرد 55 ساله را به باد کتک گرفتند و از شرکت بیرون کردند.

روز بعد دوباره راهی درب ورودی شرکت شدم تا اینکه بالاخره بمن اجازه دادند تا به عنوان آبدارچی در شرکت کار بکنم. حقوقی که بمن می دهند بسختی کفاف خوراک ساده خانواده من را می دهد اما بهر حال من خوشحال بودم که دیگر نیاز نیست خطر ماهیگیری و ورود غیرقانونی به آبهای عراق را به جان بخرم.

چند سال است که من در این شرکت بعنوان آبدارچی کار می کنم اما حس می کنم که من بخاطر تامین لقمه نانی برای خانواده ام، مجبور هستم نهایت رذالت مسئولان و کارمندان غیربومی که در این شرکت کار می کنند را تحمل کنم. هر روز با مسخره شدن من و فرهنگم و زبانم و عادتهایمان و غیره و غیره سپری می شود. آنها به گونه ای با من و دیگر کارگران عرب رفتار می کنند که انگار ما دشمن آنها هستیم. از هیچ فرصتی برای تحقیر ما و فشار بر ما کوتاه نمی آیند. برای صدا کردن من بهیچوجه از نام من استفاده نمی کنند، و مرا با لفظ "عربه"، "حاجی ابو شبوط" "ابوزبوط" و دیگر الفاظ مسخره کننده صدا می زنند.

هر روزی که بر من می گذرد احساس می کنم که ذلیل تر شده ام. من این ذلت را تنها به خاطر تهیه لقمه نانی برای خانواده ام، تحمل می کنم. زندگی برای ما خیلی سخت شده است. نمی دانیم گناه ما چیست تا بدین صورت مورد اذیت و آزار قرار بگیریم و هیچ کس بفکر ما نیست. انگار حتی خدا هم ما را فراموش کرده و بدست این بی وجدانها سپرده است. نمی دانم دردم را به که بگویم، امیدوارم روزی برسد که ما از دست این بی رحمان نجات پیدا کنیم.

The post روایت درد appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>
naft1

قسمت اول -

حکایت دردمندانه کارگران عرب در مناطق مختلف اقلیم احواز است که در سایه طرحهای پاکسازی نژادی دولت ایران شرایط سخت و قرون وسطایی را سپری می کنند. در این سری از روایتها، حرفهای این کارگران رنج دیده را از زبانشان برای شما نقل می کنیم.

روایت آبدارچی پیر

من ابوسعید از اهالی روستایی در اطراف هور العظیم هستم. من پدر وسرپرست یک پسر و چهار دختر هستم. همسرم از معلولیت جسمانی رنج می برد. در دوره جوانی ام کشاورزی می کردم و همچنین در برخی از ماههای سال از طریق شکار و صید ماهی در هور العظیم، روزی خانواده ام را تهیه می کردم.

در حدود 15 سال است که هور العظیم بشکل کامل خشک شده است و من و اکثریت ساکنان روستایمان و روستاهای مجاور تنها منبع رزق و روزیمان را از دست دادیم. دیگر در نبود آب کشاورزیمان تعطیل شد و صید ماهی و شکار نیز تعطیل شد.

اکثریت خانواده های آشنایان من از روستا مهاجرت کردند و ما همراه با دو سه خانوار دیگر باقی ماندیم. نمی دانستیم که روزگار سختی در انتظار ماست. یکی دو سال بسختی و با تحمل خطر هر روز از مرز کشور عراق در هور العظیم رد می شدم و در بخش عراقی هور العظیم ماهی گیری می کردم. در حدود دو سال زندگی مان به این شیوه سخت و خطرناک سپری می شد. تا اینکه چند بار در حین صید ماهی مورد هدف تیراندازی قرار گرفتم و مجبور به فرار شدم. ترس از دست دادن جان و تنها گذاشتن خانواده ام مرا از اقدام کردن به این خطر بازداشت.

نزدیکانمان به من گفتند که در هور العظیم شرکت نفت در حال فعالیت است، پیش آنها برو به آنها بگو که با خشک شدن هور العظیم بیکار شده ای. هفته ی بعد پس از پرس و جو بسوی شرکت نفت در هور العظیم راهی شدم. به من اجازه نداند تا وارد شرکت شوم. بمدت دو هفته هر روز فاصله 30 کیلومتری را طی می کردم و از صبح تا بعد از ظهر در درب ورودی شرکت پیش نگهبانان از شرایط سخت زندگی ناله کنم و بدون اینکه بتوانم وارد شرکت شوم با دست خالی به خانه برمی گشتم. تا اینکه یک روز یکی از نگهبانان از دست من خسته شد و به من اجازه ورود به شرکت را داد.

پس از چند ساعت انتظار موفق شدم با یکی از مسئولان شرکت حرف بزنم و از او درخواست کار کردم. به او گفتم شما که هور العظیم را خشک کردید و منبع رزق و روزیمان را از ما گرفتید باید مرا استخدام کنید. او بلافاصله عصبانی شد و نیروی انتظامی وحراست شرکت را خبر کرد. آنها با خشونت و وقاحت تمام من پیرمرد 55 ساله را به باد کتک گرفتند و از شرکت بیرون کردند.

روز بعد دوباره راهی درب ورودی شرکت شدم تا اینکه بالاخره بمن اجازه دادند تا به عنوان آبدارچی در شرکت کار بکنم. حقوقی که بمن می دهند بسختی کفاف خوراک ساده خانواده من را می دهد اما بهر حال من خوشحال بودم که دیگر نیاز نیست خطر ماهیگیری و ورود غیرقانونی به آبهای عراق را به جان بخرم.

چند سال است که من در این شرکت بعنوان آبدارچی کار می کنم اما حس می کنم که من بخاطر تامین لقمه نانی برای خانواده ام، مجبور هستم نهایت رذالت مسئولان و کارمندان غیربومی که در این شرکت کار می کنند را تحمل کنم. هر روز با مسخره شدن من و فرهنگم و زبانم و عادتهایمان و غیره و غیره سپری می شود. آنها به گونه ای با من و دیگر کارگران عرب رفتار می کنند که انگار ما دشمن آنها هستیم. از هیچ فرصتی برای تحقیر ما و فشار بر ما کوتاه نمی آیند. برای صدا کردن من بهیچوجه از نام من استفاده نمی کنند، و مرا با لفظ "عربه"، "حاجی ابو شبوط" "ابوزبوط" و دیگر الفاظ مسخره کننده صدا می زنند.

هر روزی که بر من می گذرد احساس می کنم که ذلیل تر شده ام. من این ذلت را تنها به خاطر تهیه لقمه نانی برای خانواده ام، تحمل می کنم. زندگی برای ما خیلی سخت شده است. نمی دانیم گناه ما چیست تا بدین صورت مورد اذیت و آزار قرار بگیریم و هیچ کس بفکر ما نیست. انگار حتی خدا هم ما را فراموش کرده و بدست این بی وجدانها سپرده است. نمی دانم دردم را به که بگویم، امیدوارم روزی برسد که ما از دست این بی رحمان نجات پیدا کنیم.

The post روایت درد appeared first on جنبش ملی الاحواز.

]]>